تبلیغات
"دیزل ژنراتور" ریان پیشرو

موفقیت در بازار کار

50قانون=موفقیت در بازار کار

Ø سبک گفتارتان را کنترل کنید

 

Ø کارتان را برجسته نشان دهید

Ø هرگز متوقف نشوید

Ø محافظه کارانه داوطلب شوید

Ø محترم و موفق باشید

Ø پیش از انچه قول داده اید و بهتر از انچه قول داده اید کار خود را تحویل دهید

Ø چیزی را بیاموزید که دیگران نمی دانند

Ø صدرصد متعهد باشید

Ø از انچه انجام می دهید لذت ببرید

Ø تفکر و نگرش صحیح را پرورش دهید

Ø هرگز اجازه ندهید کسی بداند چه قدر سخت کار می کنید

Ø بدانید که در تمام اوقات مورد قضاوت دیگران قرار دارید

Ø خوب بپوشید

Ø لبخند بزنید

Ø غریبه ای سرد نباشید

Ø اعتماد به نفس و انرژی خود را به نمایش بگذارید

Ø سبکی ایجاد کنید که دیگران را جلب کند

Ø به اراستگی شخصی خود اهمیت دهید

Ø جذاب باشید

Ø متانت داشته باشید

Ø خوب صحبت کنید

Ø خوب بنویسد

Ø برنامه ریزی داشته باشید

Ø آنچه را که در بلند مدت می خواهید مشخص کنید

Ø آنچه راکه در کوتاه مدت می خواهید شناسایی کنید

Ø سیستم ترفیع را بررسی کنید

Ø طرح بازی ای را پیاده کنید

Ø اهداف را تنظیم کنید

Ø وظیفه خود را بشناسید

Ø نقاط ضعف و قوت خود را بازشناسی کنید

Ø موقعیت های کلیدی را مشخص کنید

Ø به استقبال خطرات بروید

Ø در انتظار فرصت ها باشید

Ø اگر حرف خوبی برای گفتن ندارید ساکت بمانید

Ø بدگویی نکنید

Ø شکوه و گلایه نکنید

Ø دیگران را مورد حمایت قرار دهید

Ø افراد را صادقانه تحسین کنید

Ø شاد و مثبت باشید

Ø سئوال بپرسید

Ø از واژه لطفاً و متشکرم استفاده کنید

Ø ناسزا نگویید و قسم نخورید

Ø شنونده خوبی یاشید

Ø سنجیده صحبت کنید

Ø مراقب خود باشید

Ø اخلاقیات حرفه خود را شناسایی کنید

Ø مشروعیات حرفه ی خود را بشناسید

Ø استانداردهای شخصی خود را تعیین کنید

Ø هرگز دروغ نگویید

Ø هرگز برای دیگران سرپوش گذاری نکنید

Ø یاداشت نگه دارید

Ø تفاوت میان حقیقت و حقیقت درست را بشناسید

Ø حمایت روابط و دوستی های خود را رشد دهید

Ø انگیزه دیگران را درک کنید

Ø  فرض بگیرید هر کسی با قانون متفاوتی بازی می کند

Ø

نوشته شده در تاریخ شنبه 13 آذر 1389    | توسط: صادق شیخی    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

مجموعه خیلی زود دیر میشود

دسته نرم افزار کاربردی زیردسته مدیریت و موفقیت

فهرست کتاب:


بخش اول (راهنمای نظری)
مقدمه قورباغه را قورت‌بده
برایان تریسی در مورد خودش می‌گوید
نتیجه‌گیری قورباغه را قورت‌بده
موفقیت
مدیریت زمان
ضرورت و اهمیت برنامه‌ریزی
بخش دوم (راهنمای عملی)
روش تعیین اهداف (قدم 1 تا 5)
برنامه سالانه (قدم 6)
برنامه ماهانه ـ هفتگی (قدم 7)
برنامه روزانه (قدم 8)
ادامه راه (قدم آخر 9)
اوقات فراغت ـ انرژی بالا
جدول نظارت
صفحه انرژی
منابع

خصوصیات نرم افزار و سایتwww.aooj.ir



1-نرم افزار بر اساس جداول کتاب طراحی شده است.
2-محیط آن کاملا فارسی است.
3-امکان هدفیابی واقعی بر اساس اصول جهانی موفقیت .
4-امکان تقسیم اهداف به اهداف کوچکتر.
5-امکان برنامه ریزی عملی با توجه به اصول جهانی موفقیت.
6-جلوگیری از تداخل برنامه ها با داشتن خط زمان
7-راهنمای کاملا فارسی
8-دفترچه تلفن با امکان جستجو بر اساس تک تک رقمهای شماره تلفن و یا حروف و اسامی
9-تقویم ده ساله ایرانی با امکان اعمال تعطیلی های رسمی و تعطیلی های اختیاری
10-جدول نظارت برای رفع ایرادات برنامه ریزی
11-ماشین حساب
12-امکان پشتیبان گیری
13-امکان رمز گذاری
14-امکان چاپ برنامه روزانه


……
……
در آینده نزدیک:
- برای دارندگان سریال برنامه امکان بروز رسانی آخرین نسخه برنامه بر روی سایت وجود دارد
- در نسخه های بعدی با توجه به نظرات کاربران که در سایت و انجمن درج شده و نظر نویسندگان محیط و امکانات نرم افزار ارتقا پیدا میکند که از ان جمله میتوان به ارائه برنامه ریزی پیش فرض برای هر موضوع(تجاری – تحصیلی و….) و امکان فعال شدن بر روی تلفن همراه اشاره کرد.
-و…………..(آنچه شما پیشنهاد بدهید)

امکانات سایت اختصاصی کتاب

- امکان عضویت در سایت و استفده از مطالب اختصاصی(مقالات به روز ونکات مفید و…..)
- امکان عضویت در انجمن های تخصصی مرتبط با هدف خود(تجاری – تحصیلی و……)
- امکان ارائه پیشنهاد در مورد برنامه و سایت
- امکان درج عکس و زندگینامه افراد موفق ایران و جهان
- امکان ارتباط با نویسندگان و ارائه نظرات
- امکان خرید اجناس مختلف موفقیت (کتاب و نرم افزار و…) از فروشگاه سایت
- امکان همکاری در فروش
- امکان دانلود نرم افزار و بروز رسانی آخرین نسخه برنامه
- امکان دانلود خلاصه کتاب به صورت pdf
- امکان خرید ودانلود کتاب و نرم افزار به صورت کامل در صورتی که نسخه چاپی را نیاز نداشته باشید
- لینک به سایتهای برتر دنیا در زمینه موفقیت
و……………….(هر انچه شما بخواهید)

فروشنده: راه موفقیت

قیمت: 5,000 تومان

درصد :35

روش خرید: برای خرید کتاب و نرم افزار موفقیت:خیلی زود دیر میشه، پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول یا محصولات مورد نظرتان را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.

خرید کتاب و نرم افزار موفقیت:خیلی زود دیر میشه


نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 11 آذر 1389    | توسط: صادق شیخی    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

چگونه موثر باشیم

 

 

فقرا بعد از دریافت پول به هیجان آمدند و من با دیدن هیجان آنها فكر كردم (( حالا چه كار باید بكنم؟)) با مسئولان شعبه بانكی كه در دانشگاه بود صحبت كردم. از مدیر بانك خواستم به اشخاص فقیری كه در دهكده با آنها صحبت كرده بودم وام بدهد. خیلی جا خورد. گفت : ((شما عقلتان را از دست داده اید. این غیر ممكن است چگونه می توانیم به فقرا وام بدهیم ؟آنها اعتباری ندارند.)) با اصرار و التماس به او گفتم :((دست كم امتحان كنیدو نتیجه اش را ببینید. اینكه رقم زیادی نیست.)) در جوابم گفت :((نه ، مقررات ما این اجازه را نمی دهد. این فقرا نمی توانند وثیقه بسپارند، و از این گذشته این رقم اندك ارزش وام دادن ندارد.)) بعد به من توصیه كرد كه با مقامات ارشد بانك در بنگلادش حرف بزنم.

 به توصیه اش عمل كردم و به اشخاص بلند پایه بانك مراجعه نمودم. همه آنها به یك شكل جوابم را دادند. سرانجام پس از آنكه چندین روز دنبال این كار دویدم، حاضر شدم كه ضامن آنها بشوم.(( من این وام را تضمین می كنم. هر چه را كه لازم باشد امضاء می كنم. پول را از بانك می گیرم و آن را به اشخاصی كه می شناسم می دهم.))

 این شروع كار من بود. آنها به من گوشزد كردند كه فقرایی كه وام می گیرند هرگز آن را پس نمی دهند. گفتم :(( امتحان می كنم.)) جالب اینجا بود كه آنها تا آخرین سنت وامشان را پسش دادند. من در حالی كه به شدت هیجان زده بودم ، به رئیس بانك مراجعه كردم.(( ببینید، آنها تمام بدهی شان را پرداخت كرده اند. مسئله ای وجود ندارد.)) در جوابم گفت:((نه، آنها شما را فریب داده اند. به زودی پول بیشتری مطالبه می كنند و آنها را پس نمی دهند.)) من به آنها پول بیشتری دادم، و باز هم بدهی شان را پرداخت كردند. وقتی موضوع را  با رئیس بانك در میان گذاشتم، او گفت:(( ممكن است در یك دهكده بتوانید این كار را بكنید، اما اگر این كار را در دو دهكده انجام بدهید موفق نمی شوید.)) با عجله این كار را در دو روستا انجام بدهید موفق نمی شوید. با عجله این كار را در دو روستا انجام دادم. باز هم موثر واقع شد.

 از این رو میان من و رئیس بانك و همكاران بلند پایه او نوعی مبارزه در گرفت. به من گفتند احتمال اگر شمار دهكده ها به پنج برسد، حرفشان درست از آب در می آید. من این كار را در پنج دهكده انجام دادم. باز هم مردم وام دریافتی را پس دادند. اما روسای بانك تسلیم نشدند. ده دهكده، پنجاه دهكده، و صد دهكده پیشنهاد كردند. این گونه ، رقابتی میان من و آنها در گرفت. من به نتایجی رسیدم كه آنها نمی توانستند انكارش كنند. با این حال به گونه ای آموزش دیده بودند كه فكر می كردند فقرا قابل اعتماد نیستند . خوشبختانه من این گونه تربیت نشده بودم، بنابراین آنچه را می دیدم باور میكردم. اما ذهن و چشمان مدیران بانك تحت تاثیر دانسته های قبلی شان كور بود.

 سرانجام باخود گفتم چرا می خواهم آنها را متقائد سازم؟ من شخصا كاملا مطمئن هستم كه فقرا می توانند وام بگیرند و بدهی شان را بپردازند. چرا بانك جداگانه ای درست نكنیم؟ این موضوع نظر مرا جلب كرد، از این رو پیشنهادی به دولت نوشتم و اجازه خواستم كه بانكی دایر كنم. دو سال طول كشید تا دولت را متقائد كردم.

 در دوم اكتبر 1983 ما تبدیل به یك بانك شدیم - یك بانك رسمی مستقل- حالا می توانستیم آن طور كه می خواستیم برنامه هایمان را گسترش بدهیم، و همین كار را هم كردیم.

وقتی هدف بزرگی الهام بخش شما می شود، وقتی طرح بزرگی

به میان می آید، اندیشه های شما حد و مرزها را پشت سر می

گذارد. ذهن شما به فراسوی محدودیتها می رود، هشیاریتان در همه

جهات بسط پیدا میكند، و خود را در دنیای جدید، عالی و شگفت انگیز

می یابید.

سوتراهای یوگا، به نقل از پاتانجالی

        

 

بانك گرامین در حال حاضر در 46000 روستای بنگلادش فعال است. این بانك 1267 شعبه و بیش از 12000 كارمند دارد. این شعبات تا كنون 5/4 میلیارد دلار وام 12 تا 15 دلاری داده اند و متوسط این رقم وام زیر 200 دلار است  این بانك همه ساله نیم میلیارد دلار وام می دهد. حتی گدایان هم مشمول دریافت وام می شوند تا دست از گدایی بكشند و به كار فروشندگی روی بیاورند. وام برای خرید خانه 300 دلار است. این رقم برای ما بسیار ناچیز به نظر می رسد، اما تاثیر فردی آن را بررسی كنید. دادن 500 میلیون دلار وام در سال، به 7/3 میلیون وام گیرنده احتیاج دارد. 96 درصد این اشخاص زن هستند. آنها با گرفتن این وام تصمیم می گرفتند زندگی خود و خانواده شان را تغییر بدهند. 7/3 میلیون نفر باید تصمیم می گیرفتند كه می توانند تغییری ایجاد كنند. 7/3 میلیون نفر توانستند شبهای بی خوابی را پست سربگذارند. در دل این احساس توانمندی، زنانی قرار داردند كه تصمیم گرفتند متكی به خود باشند، كارفرماهی مستقلی باشند، و در خانه های خود و در اطراف آن كار كنند تا در زمینه های اقتصادی به موفقیت برسند. اینها صدای خود را یافتند.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 11 آذر 1389    | توسط: صادق شیخی    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

موفقیت - تا حالا برای چند نفر پل ساختیم

سال ها دو برادر با هم در مزرعه ای که از پدرشان به ارث رسیده بود، زندگی می کردند. یک روز به خاطر یک سوء تفاهم کوچک، با هم جرو بحث کردند. پس از چند هفته سکوت، اختلاف آنها زیاد شد و از هم جدا شدند.
یک روز صبح در خانه برادر بزرگ تر به صدا درآمد. وقتی در را باز کرد، مرد نجـاری را دید. نجـار گفت:«من چند روزی است که دنبال کار می گردم، فکرکردم شاید شما کمی خرده کاری در خانه و مزرعه داشته باشید، آیا امکان دارد که کمکتان کنم؟» برادر بزرگ تر جواب داد: «بله، اتفاقاً من یک مقدار کار دارم. به آن نهر در وسط مزرعه نگاه کن، آن همسایه در حقیقت برادر کوچک تر من است. او هفته گذشته چند نفر را استخدام کرد تا وسط مزرعه را کندند و این نهر آب بین مزرعه ما افتاد. او حتماً این کار را بخاطر کینه ای که از من به دل دارد، انجام داده.» سپس به انبار مزرعه اشاره کرد و گفت:« در انبار مقداری الوار دارم، از تو می خواهم تا بین مزرعه من و برادرم حصار بکشی تا دیگر او را نبینم.»
نجار پذیرفت و شروع کرد به اندازه گیری و اره کردن الوار. برادر بزرگ تر به نجار گفت:« من برای خرید به شهر می روم، اگر وسیله ای نیاز داری برایت بخرم.» نجار در حالی که به شدت مشغول کار بود، جواب داد:«نه، چیزی لازم ندارم.» هنگام غروب وقتی کشاورز به مزرعه برگشت، چشمانش از تعجب گرد شد. حصاری در کارنبود. نجار به جای حصار یک پل روی نهر ساخته بود.
کشاورز با عصبانیت رو به نجار کرد و گفت:«مگر من به تو نگفته بودم برایم حصار بسازی؟» در همین لحظه برادر کوچک تر از راه رسید و با دیدن پل فکرکرد که برادرش دستور ساختن آن را داده، از روی پل عبور کرد و برادر بزرگترش را در آغوش گرفت و از او برای کندن نهر معذرت خواست.
وقتی برادر بزرگ تر برگشت، نجار را دید که جعبه ابزارش را روی دوشش گذاشته و در حال رفتن است. کشاورز نزد او رفت و بعد از تشکر، از او خواست تا چند روزی مهمان او و برادرش باشد.
نجار گفت:«دوست دارم بمانم ولی پل های زیادی هست که باید آنها را بسازم.»
تا به حال واسه چند نفر پل ساختیم؟!!! بین خودمون و چند نفر از عزیزامون حصار کشیدیم؟!!!؟

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 11 آذر 1389    | توسط: صادق شیخی    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

عادت 5 اول گوش دهید سپس بخواهید به شما گوش دهند

کامیون حمل زباله
http://hotvision.ir/ImagesArt/ArtImg_198.jpgروزی ما سوار یک تاکسی شدیم، و به فرودگاه رفتیم. ما داشتیم در خط عبوری صحیح رانندگی می کردیم که ناگهان یک ماشین درست در جلوی ما از جای پارک بیرون پرید. راننده تاکسی ام محکم ترمز گرفت. ماشین سر خورد، و دقیقاً به فاصله چند سانتیمتر از ماشین دیگر متوقف شد!   راننده ماشین دیگر سرش را ناگهان برگرداند و شروع کرد به ما فریاد زدن. راننده تاکسی ام  فقط لبخند زد و برای آن شخص دست تکان داد. منظورم این است که او واقعاً دوستانه برخورد کرد.
بنابراین پرسیدم: ((چرا شما تنها آن رفتار را کردید؟ آن شخص نزدیک بود ماشین تان را از بین ببرد و ما را به بیمارستان بفرستد!)) در آن هنگام بود که راننده تاکسی ام درسی را به من داد که اینک به آن می  گویم: ((قانون کامیون حمل زباله.))
او توضیح داد که بسیاری از افراد مانند کامیون های حمل زباله هستند. آنها سرشار از ناکامی، خشم، و ناامیدی ( زباله) در اطراف می گردند. وقتی زباله در اعماق وجودشان تلنبار می شود، آنها به جایی احتیاج دارند تا آن را تخلیه کنند و گاهی اوقات روی شما خالی میکنند. به خودتان نگیرید. فقط لبخند بزنید، دست تکان بدهید، برایشان آرزوی خیر بکنید، و بروید. زباله های آنها را نگیرید و پخش کنید به افراد دیگر ی در سرکار، در منزل، یا توی خیابان ها. حرف آخر این است که افراد موفق اجازه نمی دهند که کامیون های زباله روزشان را بگیرند و خراب کنند. زندگی خیلی کوتاه است که صبح با تأسف ها از خواب برخیزید، از این رو.....
((افرادی را که با شما خوب رفتار می کنند دوست داشته باشید. برای آنهایی که رفتار مناسبی ندارند دعا کنید.))
زندگی ده درصد چیزی است که شما می سازید و نود درصد نحوه برداشت شماست.
کامیون حمل زباله
http://hotvision.ir/ImagesArt/ArtImg_198.jpgروزی ما سوار یک تاکسی شدیم، و به فرودگاه رفتیم. ما داشتیم در خط عبوری صحیح رانندگی می کردیم که ناگهان یک ماشین درست در جلوی ما از جای پارک بیرون پرید. راننده تاکسی ام محکم ترمز گرفت. ماشین سر خورد، و دقیقاً به فاصله چند سانتیمتر از ماشین دیگر متوقف شد!   راننده ماشین دیگر سرش را ناگهان برگرداند و شروع کرد به ما فریاد زدن. راننده تاکسی ام  فقط لبخند زد و برای آن شخص دست تکان داد. منظورم این است که او واقعاً دوستانه برخورد کرد.
بنابراین پرسیدم: ((چرا شما تنها آن رفتار را کردید؟ آن شخص نزدیک بود ماشین تان را از بین ببرد و ما را به بیمارستان بفرستد!)) در آن هنگام بود که راننده تاکسی ام درسی را به من داد که اینک به آن می  گویم: ((قانون کامیون حمل زباله.))
او توضیح داد که بسیاری از افراد مانند کامیون های حمل زباله هستند. آنها سرشار از ناکامی، خشم، و ناامیدی ( زباله) در اطراف می گردند. وقتی زباله در اعماق وجودشان تلنبار می شود، آنها به جایی احتیاج دارند تا آن را تخلیه کنند و گاهی اوقات روی شما خالی میکنند. به خودتان نگیرید. فقط لبخند بزنید، دست تکان بدهید، برایشان آرزوی خیر بکنید، و بروید. زباله های آنها را نگیرید و پخش کنید به افراد دیگر ی در سرکار، در منزل، یا توی خیابان ها. حرف آخر این است که افراد موفق اجازه نمی دهند که کامیون های زباله روزشان را بگیرند و خراب کنند. زندگی خیلی کوتاه است که صبح با تأسف ها از خواب برخیزید، از این رو.....
((افرادی را که با شما خوب رفتار می کنند دوست داشته باشید. برای آنهایی که رفتار مناسبی ندارند دعا کنید.))
زندگی ده درصد چیزی است که شما می سازید و نود درصد نحوه برداشت شماست.
کامیون حمل زباله
http://hotvision.ir/ImagesArt/ArtImg_198.jpgروزی ما سوار یک تاکسی شدیم، و به فرودگاه رفتیم. ما داشتیم در خط عبوری صحیح رانندگی می کردیم که ناگهان یک ماشین درست در جلوی ما از جای پارک بیرون پرید. راننده تاکسی ام محکم ترمز گرفت. ماشین سر خورد، و دقیقاً به فاصله چند سانتیمتر از ماشین دیگر متوقف شد!   راننده ماشین دیگر سرش را ناگهان برگرداند و شروع کرد به ما فریاد زدن. راننده تاکسی ام  فقط لبخند زد و برای آن شخص دست تکان داد. منظورم این است که او واقعاً دوستانه برخورد کرد.
بنابراین پرسیدم: ((چرا شما تنها آن رفتار را کردید؟ آن شخص نزدیک بود ماشین تان را از بین ببرد و ما را به بیمارستان بفرستد!)) در آن هنگام بود که راننده تاکسی ام درسی را به من داد که اینک به آن می  گویم: ((قانون کامیون حمل زباله.))
او توضیح داد که بسیاری از افراد مانند کامیون های حمل زباله هستند. آنها سرشار از ناکامی، خشم، و ناامیدی ( زباله) در اطراف می گردند. وقتی زباله در اعماق وجودشان تلنبار می شود، آنها به جایی احتیاج دارند تا آن را تخلیه کنند و گاهی اوقات روی شما خالی میکنند. به خودتان نگیرید. فقط لبخند بزنید، دست تکان بدهید، برایشان آرزوی خیر بکنید، و بروید. زباله های آنها را نگیرید و پخش کنید به افراد دیگر ی در سرکار، در منزل، یا توی خیابان ها. حرف آخر این است که افراد موفق اجازه نمی دهند که کامیون های زباله روزشان را بگیرند و خراب کنند. زندگی خیلی کوتاه است که صبح با تأسف ها از خواب برخیزید، از این رو.....
((افرادی را که با شما خوب رفتار می کنند دوست داشته باشید. برای آنهایی که رفتار مناسبی ندارند دعا کنید.))
زندگی ده درصد چیزی است که شما می سازید و نود درصد نحوه برداشت شماست.
کامیون حمل زباله
http://hotvision.ir/ImagesArt/ArtImg_198.jpgروزی ما سوار یک تاکسی شدیم، و به فرودگاه رفتیم. ما داشتیم در خط عبوری صحیح رانندگی می کردیم که ناگهان یک ماشین درست در جلوی ما از جای پارک بیرون پرید. راننده تاکسی ام محکم ترمز گرفت. ماشین سر خورد، و دقیقاً به فاصله چند سانتیمتر از ماشین دیگر متوقف شد!   راننده ماشین دیگر سرش را ناگهان برگرداند و شروع کرد به ما فریاد زدن. راننده تاکسی ام  فقط لبخند زد و برای آن شخص دست تکان داد. منظورم این است که او واقعاً دوستانه برخورد کرد.
بنابراین پرسیدم: ((چرا شما تنها آن رفتار را کردید؟ آن شخص نزدیک بود ماشین تان را از بین ببرد و ما را به بیمارستان بفرستد!)) در آن هنگام بود که راننده تاکسی ام درسی را به من داد که اینک به آن می  گویم: ((قانون کامیون حمل زباله.))
او توضیح داد که بسیاری از افراد مانند کامیون های حمل زباله هستند. آنها سرشار از ناکامی، خشم، و ناامیدی ( زباله) در اطراف می گردند. وقتی زباله در اعماق وجودشان تلنبار می شود، آنها به جایی احتیاج دارند تا آن را تخلیه کنند و گاهی اوقات روی شما خالی میکنند. به خودتان نگیرید. فقط لبخند بزنید، دست تکان بدهید، برایشان آرزوی خیر بکنید، و بروید. زباله های آنها را نگیرید و پخش کنید به افراد دیگر ی در سرکار، در منزل، یا توی خیابان ها. حرف آخر این است که افراد موفق اجازه نمی دهند که کامیون های زباله روزشان را بگیرند و خراب کنند. زندگی خیلی کوتاه است که صبح با تأسف ها از خواب برخیزید، از این رو.....
((افرادی را که با شما خوب رفتار می کنند دوست داشته باشید. برای آنهایی که رفتار مناسبی ندارند دعا کنید.))
زندگی ده درصد چیزی است که شما می سازید و نود درصد نحوه برداشت شماست.
 عادت 5 یعنی بگذار اول من به تو گوش کنم. بیشتر مردم برعکس این کار را انجام می دهند. می خواهند اول خودشان حرف بزنند, وضعیت خود را روشن کنند و مورد تفاهم قرار گیرند. وقتی هر دو طرف بخواهند اول (و مخصوصا با هم) حرف بزنند, مونولوگ جمعی_ گفتگوی مرده _ ایجاد میشود. زیرا در واقع گفتگویی یک نفره است, اگر چه در حضور یک نفر دیگر انجام می پذیرد. در این حال, شخص واقعا به حرف دیگری گوش نمی کند. یا دارد حرف می زند, یا خودش را برای آنچه می خواهد بگوید آماده می کند. عادت 5 می گوید نخست گوش دهید. آنگاه نظرتان را بیان کنید. نخست خودتان وضعیت دیگری را درک کنید, آنگاه بخواهید مورد تفاهم قرار گیرید. عادت 5 مستقیما به شیوه ارتباط برقرار کردن مربوط میشود. و کلید ایجاد همدلی و روابط مبتنی بر تگرش ((برنده/ برنده)) است.
 فرض می کنید چشمتان مشکل دارد و نزد چشم پزشک می روید. چشم پزشک مختصرا به شکایت شما گوش می کند و عینک خودش را از چشک بر می دارد و به دستتان می دهد و می گوید: (( این را به چشمت بزن. ده سال است که از این عینک استفاده کرده ام و واقعا کمکم کرده است. من یک عینک اضافی در منزل دارم. این مال خودت.))
 شما هم عینک او را به چشم می زنید و می بینید که وضع خرابتر شده است و دیگر اصلا نمیتوانید ببینید. به پزشک می گویید که نمی توانید هیچ جا را ببینید.
 پزشک می گوید:(( بیشتر سعی کن. این عینک به چشم من که بسیار عالی است و به خوبی با آن می بینم.))
 شما پافشاری میکنید که: (( سعی میکنم, اما همه چیز تیره و تار است.))
 پزشک می گوید : ((مثبت بیندیش چرا همکاری نمی کنی ؟))
 پاسخ می دهید: (( با این که مثبت می اندیشم, چیزی را نمی بینم.))
پزشک می گوید:(( واقعا که حق ناشناس هستی . پس از این همه زحمت که برای کمک به تو کشیدم, باز هم حرف خودت را تکرار می کنی.))
 توان آزمایی نگرش برنده / برنده شیوه گوش دادن است تا بتوانید دریابید طرف مقابل, آن وضعیت را چگونه می بیند. در نتیجه نخست به آنها اجازه بدهید که حرفهایشان را بزنند و خود را خالی کنندو البته سطح اعتماد طرفین باید آنقدر بالا و بانک عاطفی چنان غنی باشد که طرف مقابل آمادگی بیان احساس خود را داشته باشد. عادت 5 کلید ارتباط است و به این دلیل در زندگی حرفه یی و شغلی ما نقش عمده یی را ایفا می کند.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 11 آذر 1389    | توسط: صادق شیخی    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

چگونه شخصیت خود ودیگران را بشناسیم

شخصیت خود و دیگران را چگونه بشناسیم؟

 


 

(نظریه Transactional Analysis)


شاید شما هم از رفتارهای آدمیان به شگفت آمده باشید. اگر با نظریه تحیلی عاملی”اریک برن” آشنا شوید ، خود و دیگران را بهتر درک کرده و می توانید رفتارتان را بهبود بخشید. ضمنا کمتر نسبت به رفتار دیگران متعجب می شوید. در این نظریه شخصیت هر فردی از بخش تشکیل شده است. ولی در هرفردی یکی از این بخشها غالب هست ، لذا بیشتر کارهای فردی از بخش غالب سرچشمه می گیرد. در ادامه به توضیح مفصل این سه بخش شخصیت می پردازیم. ارک برن می گوید رفتارها ، افکار ، احساسات و عواطف مختلف انسان از بخش های مختلف شخصیت وی سرچشمه می گیرد. وی اجزاء شخصیت انسان را به ۳ بخش تقسیم می کند....


۱ – حالت من کودک child ego stage
۲ – حالت من والــد parent ego stage
۳ – حالت من بالــغ ego stage adult
۱ – حالت من کودک child ego stage

 

۱ – حالت من کودک
کودک به هنگام به دنیا آمدن ،احساس های درونی و نیازهایی دارد که منجر به رفتارهایی در وی می شود . مثلا با گرسنه بودن، می گرید . و با تامین بودن ، می خندد…. و این حالت در کودکی پایان نمی پذیرد و تا بزرگسالی در افراد مختلف به انحاء مختلفی ادامه می یابد.
این بخش شخصیت بدون هیچ تدبر ، فکر یا بررسی جوانب ، فقط با احساسات و لذات سرو کار دارد . پیوسته به دنبال لذت جویی و دفع درد و رنج است.


سه خاصیت کلی << حالت من کودک >> عبارت است از:
۱ – هرگز از لذت جویی سیر نمی شود.
۲ – آینده را نمی بیند.
۳ – خواسته اش را به تاخیر نمی اندازد.


احساسات منفی ، خلاقیت ، کنجکاوی ، علاقه به دانستن ، اصرار به تجربه کردن و احساس کردن از جمله خصوصیات حالت من است. این بخش از شخصیت فرد را وا می دارد که هر چیزی را شخصا خودش تجربه کند . اصلا خویشتن دار نیست و به عواقب احتمالی رفتارش توجهی ندارد.
تمایلی به رعایت قیود اجتماعی ، عرف ، مذهب ، قانون ، تعقل و… ندارد….


۲– حالت من والد
در سالهای اولیه کودکی ( مخصوصا ۵ سال اول ) ، باید و نباید های زیادی از طرف والدین به کودکان تحمیل شده یا یاد داده می شود.
این مجموعه عظیم از وقایع خارجی و تحمیلی غیر قابل سئوال در حالت من والد کودک ثبت می گردد. و در آینده بخشی از شخصیت فرد را تشکیل می دهد.
این بخش شخصیت ، مسئول خشک و متعصب کارهای انضباطی فرد ، قانون مداری ، باید ها و نبایدها در افراد مختلف است. وقتی فردی بدون توجه به احساسات و عواطف ، یا بدون توجه به تعقل و منطق به امری مبادرت می کند و یا صحبت می کند و یا دیگران را مجبور به انجام چنین اموری می نماید از این بخش شخصیت خود استفاده می کند.
همانطور که بعدا خواهیم گفت . ۳ بخش شخصیت در هر فرد وجود دارد ولی مقدار اثر گذاری آنها از فردی به فرد دیگر فرق می کند. همچنین حاکمیت شخصیت در هر فرد ممکن است به عهده یکی از این اجزاء باشد که هر کدام طبیعتا حکومتهای متفاوتی را بنا خواهند گذاشت. پس شخصیت افراد متفاوت خواهد شد.
شاید شما کسانی را دیده باشید که برای آنها زندگی کار است و کاراست و کار .
و یا کسانی را دیده باشید که بسیار سخت گیر و منضبط هستند به مانند یک نیروی نظامی مقید به تریبت و توالی خاصی هستند و هیچ انعطافی را در زندگی نمی پذیرند.
این افراد باید سر ساعت خاصی بیدار شوند یا به رختخواب بروند و استثنائی بر این امر قائل نیستند.
اضافه کاری و غرق شدن در کارهای جدی چنان است که تفریح و سرگرمی خانواده ، دوستان و فرزندانشان بی اهمیت جلوه می کنند. جلسات متعدد دارند. قرارهای متعدد دارند. در شیوه تربیتی سخت و خشک و متعصب عمل می کنند.دیدن خنده آنها مانند خورشید گرفتگی هر چند سال یکبار در یک زمان کوتاه اتفاق می افتد و البته آنها هم روی نظم معین خودش که می توانید رصد کنید.
( فراموش نکنید شخصیتی نداریم که فقط همین یک جزء را داشته باشد ولی شخصیت های زیادی در فرهنگ و جامعه ما هستند که این بخش بر سایر بخشهای شخصیت غلبه داشته و آنها را زیر حکومت خود دارد.)


۳ – حالت من بالغ
این بخش شخصیت مخ شخصیت است. در واقع مجموعه ای از احساسات ، نگرشها و طرحهای رفتاری خود مختار و مستقل است که فرد را با واقعیتهای موجود تطبیق و هماهنگی می دهد.
این بخش شخصیت است که :
- تجزیه و تحلیل می کند.
- آینده نگری می کند.
- میان احساسات و تعقل فرد تعادل برقرار می کند.
- احتمالاتی را که برای حل و فصل موثر دنیای خارج ضروری هست محاسبه می کند.
- فعالیتهای دو بخش قبلی ( کودک و والد ) را تنظیم می کند و واسطه عینی شدن میان آنهاست
در واقع شخصیت کامل انسانی ، شخصیتی هست که ۳ بخش فوق ( کودک – والد – بالغ ) توام به صورت متعادل در آن حضور داشته باشد. لیکن رئیس بخش بالغ باشد و با روشنفکری در جای خود به کودک و در جای خود به والد اهمیت دهد. و شخصیت را با تجزیه وتحلیل متعادل نگه دارد.


سرنخهای شناسایی شخصیت


● چه بخشی از شخصیت شما بر شما حاکم است؟
از دید ارک برن شخصیت ما از تعامل ۳ جزء مختلف ( ۱ – کودک ۲ – والد ۳ – بالغ ) تشکیل شده است . همچنین توضیح داده شد که خصوصیات هر یک از این ۳ بخش چگونه است و اگر هر کدام بر شخصیت یک فرد حاکم شود آن شخص چگونه رفتار می کند ، احساس می کند ، فکر می کند و یا صحبت می کند.


● هر یک از سرنخهای زیر نشان دهنده یکی از بخشهای سه گانه شخصیت است:


۱ – جزء کودک
الف ) سرنخهای کلامی :
- کاشکه
- دلم می خواد
- نمی دونم
- می خوام
- به من چه
- شاید وقتی که… ( بزرگتر شدم ، قبول شدم ، مدر ک گرفتم ، …..)
- نگاه کن چه کار کردم …( گزارشم را ببین ، ماشینم را ببین ، لباسم را ببین ، کارم رو ببیین و…)
- صفات تفصیلی ( مثل بهتر ، بهترین ، بزرگتر ، بزرگترین ….)
مثالی در زیر که همه سرنخهای کلامی از جزء کودک شخصیت ناشی می شود:
” کاش پارسال این زمین را خریده بودم داشتم .
دلم می خواد بهترین فرزند را داشته باشم
نمی دونم چطور باید حرفهایم را به بعضی ها بفهمانم.
شاید وقتی تجربه دار بشم بتونم .
در گزارش من ، بهترین ، پرمحتواترین و… مطالب را خواهی یافت.
ب ) سرنخهای جسمانی
- غش غش خندیدن
- وول خوردن
- شعف
- چشم پائین انداختن
- کج خلقی
- جیغ
- ناله
- چشم گرداندن
- شانه بالا انداختن
- لج کردن
- قهر کردن
- سر به سر گذاشتن
- رجز خواندن
( بررسی کنید چه مقدار از نظر کیفی و کمی این سرنخها کلامی و جسمانی در شما و اطرافیانتان وجود دارد . آیا این سرنخها در شما یا آنها غالب نیست؟)


۲ – جزء والد
الف ) سرنخهای کلامی :
- دیگه نمی تونم
- جونم به لب رسیده
- گوش کن ، همیشه هم یادت باشه
- قیودی مثل : هرگز ، همیشه ، هیچ وقت
- آخه چند دفعه بهت بگم
- می خوام ته و توی این موضوع را در آورم، برای اولین و آخرین بار
- بیشتر کلمات تنبیه کننده یا تشویق کننده استفاده می کنند مثل : بی شعور ، مسخره ، بد ، نفرت انگیز ، وحشتناک ، تنبل ، مزخرف ، بی خود ، طفلک ، جرات نمی کنه ، خوشگل ، نکن ، عیب نداره ، باز دیگه چه شد ، بازم و کلمه های باید و مجبور است.
ب ) سر نخهای جسمانی :
- اخمها و چین های پیشانی
- سر تکان دادن
- نگاه ترس آور
- انگشت روی لبها نهادن
- دستها روی سینه گذاشتن
- آه کشیدن
- لبهای در هم فشرده
- انگشت سبابه که اشاره می کند.
کسانی که بخش والد شخصیتشان بر آنها حاکم هست. افراد جدی ، خشک ، کاری و غیر قابل انعطاف هستند. آنها محکم حرف می زنند و کمتر اهل مشورت هستند. گویا همیشه حق همان است که از دهان آنها در می آید و در این مسئله حتی تردید هم نمی کنند ، چه برسد به اینکه بخواهند مشورت دیگران را قبول کنند. بر خلاف دسته اول ( کسانی که جزء کودک شخصیت بر آنها حاکم است) ، این افراد به جای لذت طلبی ، فقط به دنبال واقع نگری ، آینده نگری و سخت کوشی هستند. معمولا خانواده این افراد از دستشان کلافه اند.
از تفریح و … در زندگی آنها اثر زیادی به چشم نمی خورد. بکن و نکن ها و دستورات متوالی آنها اطرافیانشان را در فشار می گذارد. گوش شنوای زیادی ندارند. فقط به هدف می اندیشند و هیچ انعطافی را با دیگران نشان نمی دهند.
زندگی تک بعدی آنها ، اگر چه بر خلاف گروه اول است ولی چون تک بعدی هست رضایت خودشان و دیگران را به همراه ندارد و آرامش آنها مخدوش است.
خود و اطرافیانتان را از نظر این سرنخها مورد دقت قرار دهید


۳ – سرنخهای جزء بالغ شخصیت:
- کلماتی که نشان دهند تجزیه و تحلیل و بررسی هست. مثل :
- چرا ؟ چه ؟ کجا ؟ کی ؟ چطور ؟ چقدر ؟ از چه طریق ؟
- استفاده از قیودی مثل : تا حدی ، احتمالا
- کلماتی که انعطاف فرد را نشان می دهد: به نظر من ، من فکر می کنم.
- کلماتی که نشان دهنده تامل و صبر است؟ تا فردا بررسی می کنم . صبر کنم بیشتر ارزیابی کنم


● خلاصه و نتیجه گیری:
اگر بخواهید در زندگی لذت ببرید و به آرامش برسید باید قسمت بالغ شخصیتتان بر شما حکومت کند. (البته منظور این نیست که دو بخش کودک و والدتان از بین بروند.)
در واقع این جزء بالغ است که شما را متعادل می سازد . یعنی تا حدی کودک وجودتان را ارضاء و شاد می کند . ولی نه آنقدر که فرامین والد شخصیت را زیر پا بگذارد و موجب شود پیشرفت و موفقیت و آینده نگری فرد به خطر بیفتد.
قسمت بالغ شخصیت ، مخ متفکر و مرکز کنترل شخصیت هست که با تجزیه و آنالیز موقعیت های گوناگون سعی می کند آنها را با درون فرد سازگار کند.
- اگر متعصب هستید
- اگر دائما فقط به فکر لذت بردن هستید و به آینده توجهی ندارید
- اگر فقط به فکر خودتان هستید
- اگر انتقاد پذیر نیستید
- اگر در برابر مشکلات همیشه به شیوه تکراری از یک روش منسوخ استفاده می کنید
بدانید که قسمت بالغ شخصیتتان بر شما حاکم نیست.
از طرف دیگر اگر همیشه فقط با سخت کوشی اتان همه را خسته کردید و فقط به دنبال ثروت ، قدرت ، پیشرفت و علم هستید و هیچ وقتی به خود و اطرافیانتان برای لذت بردن ، نمی دهید ، بازهم بدانید که قسمت بالغ شخصیتان کنترل شما را به عهده ندارد.

 

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 21 مهر 1388    | توسط: صادق شیخی    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

گفتگو با خدا

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

I dreamed I had an interview with God
در رویا دیدم که دارم با خدا حرف میزنم

God asked
خدا از من پرسید

?So you would like to interview me
مایلی از من چیزی بپرسی؟

I said, If you have the time
من گفتم، اگر وقت داشته باشید

God smiled
با لبخندی گفت

My time is eternity
وقت من ابدی است

?What questions do you have in mind for me
چه پرسشی در ذهن داری که می خواهی از من بپرسی؟

I asked
پرسیدم

?What surprises you most about human kind
چه چیزی در رفتار انسان ها هست که شما را شگفت زده می کند؟

God answered
خدا پاسخ داد

That they get bored with childhood
آدم ها از بودن در دوران کودکی خسته می شوند

They rush to grow up, and then
عجله دارند زودتر بزرگ شوند، و سپس

long to be children again
حسرت دوران کودکی را می خورند

That they lose their health to make money
اینکه سلامتی خود را صرف کسب ثروت می کنند

And then
و سپس

Lose their money to restore their health
ثروتشان را دوباره خرج بازگشت سلامتیشان می کنند

That by thinking anxiously about the future
چنان با هیجان و نگرانی به آینده فکر می کنند

They forget the present
که از زمان حال غافل می شوند

Such that they live in neither the present
آنچنان که دیگر نه در حال زندگی می کنند

And not the future
و نه در آینده

That they live as if they will never die
اینکه چنان زندگی می کنند که گویی هیچوقت نخواهند مرد

And die as if they had never lived
و آنچنان می میرند که گویی هرگز زندگی نکرده اند

God's hand took mine
خداوند دستهای مرا در دست گرفت

And we were silent for a while
و ما برای لحظاتی سکوت کردیم

Then I asked
سپس من پرسیدم

As the creator of people
به عنوان خالق انسانها

?What are some of life's lessons you want them to learn
می خواهید آنها چه درسهایی از زندگی را یاد بگیرند؟

God replied with a smile
خداوند با لبخند پاسخ داد

To learn they can not make any one love them
یاد بگیرند که نمیتوانند دیگران را مجبور کنند که دوستشان داشته باشند

But they can do is let themselves be loved
اما می توانند طوری رفتار کنند که محبوب دیگران شوند

To learn that it is not good to compare themselves to others
یاد بگیرند که خود را با دیگران مقایسه نکنند

To learn that a rich person is not one who has the most
یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد

But is one who needs the least
بلکه کسی است که نیاز کمتری دارد

To learn to forgive by practicing forgiveness
یاد بگیرند دیگران را ببخشند با عادت کردن به بخشندگی

To learn that it only takes a few seconds to open profound wounds in those they love

یاد بگیرند تنها چند ثانیه طول می کشد تا زخمی در قلب کسی که دوستش دارید ایجاد کنید

But it can take many years to heal them
ولی سال ها طول می کشد تا آن جراحت را التیام بخشید

To learn that there are people who love them dearly
یاد بگیرند کسانی هستند که آن ها را از صمیم قلب دوست دارند

But simply have not yet learned how to express or show their feelings
ولی نمیدانند چگونه احساسشان را ابراز کنند

To learn that two people can look at the same thing
یاد بگیرند و بدانند دو نفر می توانند به یک موضوع واحد نگاه کنند

But see it differently
ولی برداشت آن ها متفاوت باشد

To learn that it is not always enough that they be forgiven by others
یاد بگیرند که همیشه کافی نیست همدیگر را ببخشند

But they must also forgive themselves
بلکه انسان ها باید قادر به بخشش و عفو خود نیز باشند

Thank you for your time, I said
سپس من از خدا تشکر کردم و گفتم

?Is there anything else you would like your children to know
آیا چیز دیگری هم وجود دارد که دوست داشته باشید تا آنها بدانند؟

God smiled and said
خداوند لبخندی زد و پاسخ داد

Just know that I am here
فقط اینکه بدانند من اینجا "با آنها" هستم

ALWAYS
همیشه

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 20 مهر 1388    | توسط: صادق شیخی    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

رمز خود باوری اعتماد به نفس

 


رموز خودباوری
اعتماد به نفس و موفقیت

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

دوستان عزیزم در گروه پرشین استار، با سلام و آرزوی شروع روزی خوش و توام با موفقیت و با این امید که دستیابی به آرزوهای قشنگ کوچیک و بزرگتون هر چه زودتر تحقق پیدا کنه، هر چند ممكنه كه هر روز یك مقاله با عنوانی مشابه در این موارد مطالعه کرده باشید ولی تمرین این روشی که در ذیل مرور خواهید کرد ضرر نداره چون در عین حال که ساده هست نتیجه بخش هم هست بدین ترتیب که با ایجاد حس خودباوری و تقویت اعتماد به نفس در مدتی کمتر از یکماه (چهار هفته) اسرار موفقیت های زندگی برای شما دست یافتنی خواهد شد.
شما هم می توانید هر روز یك صفت مثبت و موثر را برای تقویت اعتماد به نفس در خودتان پرورش دهید.

هفته اول :
روز اول : باور كنید كه موجودی بی نظیر در عالم هستید.
روز دوم : دیگران را همینطوری كه هستند بپذیرید.
روز سوم : به هنر و استعداد دیگران حسادت نورزید.
روز چهارم : هیچگاه خشمگین نشوید و همواره خونسردی خود را حفظ كنید.
روز پنجم : به دیگران احترام بگذارید.
روز ششم : با انسانهای ژرف اندیش معاشرت كنید و از انسانهای عیبجو و بدبین دوری كنید.
روز هفتم : دیگران را دوست بدارید.


هفته دوم :
روز اول : دست دیگران را برای یاری و كمك بفشارید.
روز دوم : دیگران را ببخشید.
روز سوم : انتظارات خود را از دیگران كاهش دهید.
روز چهارم : دیگران را مورد انتقاد و سرزنش قرار ندهید.
روز پنجم : خود را سرزنش نكنید.
روز ششم : انتظارات منفی و غیرمنطقی را از ذهن خود بیرون كنید.
روز هفتم : خود را جدی بگیرید.


هفته سوم :
روز اول : دیگران را بخشی از وجود خود ببینید.
روز دوم : خطاها و لغزشهای خود را جدی نگیرید.
روز سوم : تصور ذهنی خود را از دیگران اصلاح كنید.
روز چهارم : ارزشهای نیك را در خود تقویت كنید.
روز پنجم : احساس رضایتمندی و خشنودی از خود را افزایش دهید.
روز ششم : از تكنیك های تنفس عمیق و تغذیه سالم استفاده كنید.
روز هفتم : تبسم و خوش خلقی را تمرین كنیم.


هفته چهارم :
روز اول : مسولیت كارهای خود را بپذیرید.
روز دوم : سعی كنید خطاها و لغزشهای خود را كاهش دهید.
روز سوم : مشكلات را آسان بگیرید و از دیگران برای رفع آنها یاری بخواهید.
روز چهارم : به مسائل اطراف خود با نگرش مثبت برخورد كنید.
روز پنجم : در صدد توجیه خود نباشید.
روز ششم : برای شادیهای خود پیش فرض و شرایط مشخص نكنید.
روز هفتم : به واقعیات درون خود تمركز دهید.


اعتماد به نفس دیدگاهی است که به فرد اجازه میدهد تا از خود تصویری مثبت و واقعی داشته باشد. افراد با اعتماد به نفس بالا به تواناییهایشان بهتر اعتماد میکنند٬ به طور کلی حس میکنند که بر زندگیشان کنترل دارند و باور دارند که در یک طیف منطقی قادر به انجام کارهایی هستند که میخواهند و برنامه ریزی میکنند. داشتن اعتماد به نفس به این معنی نیست که فرد قادر به انجام همه کاری هست بلکه افراد با اعتماد به نفس انتظارات واقع گرایانه دارند. حتی وقتی که بعضی از انتظاراتشان برآورده نمیشود دیدگاه مثبتشان را حفظ میکنند و خودشان را قبول دارند. بطور کلی آنهایی که اعتماد به نفس کمتری دارند برای اینکه در مورد خودشان احساس خوبی داشته باشند به مقدار زیادی به تایید دیگران وابسته هستند. آنها معمولا از ریسک کردن اجتناب میکنند به خاطر اینکه از شکست میترسند. معمولا انتظار موفق شدن ندارند. معمولا خودشان را دست کم میگیرند و اگر تشویق یا تحسین بشوند آنرا کوچک جلوه میدهند یا رد میکنند. برخلاف این افراد آدمهای با اعتماد به نفس ریسک رد شدن از طرف دیگران را قبول میکنند به خاطر اینکه به تواناییهای خودشان اعتماد دارند. آنها خودشان را میپذیرند و این حس را ندارند که باید خودشان را وفق بدهند تا پذیرفته شوند که پرورش این دیدگاه مثبت و خودباوری راه آغازین موفقیت های بزرگ و آرزومندانه است ...

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 20 مهر 1388    | توسط: صادق شیخی    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

روشهای عمده تبلیغات

 

تبلیغات ضعیف می‌‌تواند چنان ضربه‌ای به شما بزند كه در صورت عدم تبلیغ با آن مواجه نخواهید شد. بنابراین، حتماً برای نوشتن نخستین تبلیغات خود با دیگران مشورت كنید و از آنهایی كه تخصص دارند كمك بگیرید.

چه باید نوشت؟

در ‌تبلیغ ‌‌چه ‌باید ‌نوشت؟ ‌پاسخ ‌دادن ‌به ‌این ‌پرسش ‌درگرو ‌عادات ‌نوشتاری ‌و ‌نوع ‌خواندن ‌مشتریان ‌كنونی ‌و ‌بالقوه ‌شما ‌است. ‌بنابراین، ‌انجام ‌یك ‌بازار ‌پژوهشی ‌در ‌این ‌مرحله ‌می‌‌تواند ‌به ‌شما ‌كمك ‌شایان ‌توجهی ‌كند. ‌با ‌كاربرد ‌متدهای ‌ساده ‌در ‌این ‌عرصه ‌می‌توان ‌به ‌نكات ‌ارزشمند ‌و ‌مفیدی ‌دست ‌یافت. ‌پیش ‌از ‌آن‌كه ‌متن ‌تبلیغاتی ‌خود ‌را ‌تولید ‌كنید، ‌به ‌این ‌نكته ‌بیندیشید ‌كه ‌شما ‌چه ‌موضع ‌یگانه ‌و ‌ویژه‌ای ‌برای ‌فروش ‌دارید. ‌در ‌واقع ‌باید ‌به ‌این ‌نكته ‌برسید ‌كه ‌بدانید ‌چه ‌ویژگی‌های ‌منحصر ‌به ‌فردی ‌دارید ‌و ‌باید ‌آن‌ها ‌را ‌به ‌چه ‌كسانی ‌برسانید.

به ‌خاطر ‌داشته ‌باشید ‌كه ‌یكی ‌از ‌اشتباهات ‌آگهی‌نویسان ‌این ‌است ‌كه ‌آگهی ‌را ‌برای ‌خودشان ‌می‌‌نویسند ‌نه ‌برای ‌مشتریان ‌موجود ‌و ‌بالقوه.
آگهی ‌شما ‌باید ‌به ‌وضوح ‌منافع ‌موجود ‌در ‌محصول ‌یا ‌خدمت ‌شما ‌را ‌به ‌مشتریان ‌نشان ‌دهد ‌نه ‌منافع ‌آن ‌را ‌به ‌خود ‌شما. ‌پس ‌بنابراین، ‌منافع ‌بالقوه ‌را ‌به ‌وضوح ‌برای ‌مشتریان ‌ترسیم ‌كنید ‌مثلاً ‌به ‌مواردی ‌چون ‌دسترسی ‌آسان، ‌قیمت ‌پایین، ‌كاربرد ‌ساده ‌و ‌به ‌دوام ‌محصول ‌خود ‌اشاره ‌كنید.

آگهی ‌شما ‌باید ‌به ‌این ‌سؤال ‌مشتری ‌جواب ‌بدهد: ‌<به ‌چه ‌درد ‌من ‌می‌‌خورد؟> ‌

آگهی ‌شما ‌همچنین ‌باید ‌به ‌مشتری ‌نشان ‌بدهد ‌كه ‌در ‌مرحله ‌بعد ‌چه ‌كاری ‌باید ‌انجام ‌دهد ‌و ‌چطور ‌آن ‌كار ‌را ‌انجام ‌بدهد. ‌به ‌عنوان ‌مثال ‌با ‌كه ‌باید ‌تماس ‌بگیرد ‌و ‌چطور؟

 روش‌های ‌تبلیغ ‌

بروشور:‌ ‌بسیاری ‌از ‌نرم‌افزارهای ‌نشر ‌رومیزی ‌و ‌واژه‌پرداز ‌قادرند ‌بروشورهای ‌اكوردئونی ‌سه ‌لتی ‌درست ‌كنند ‌(5/8 ‌*5/11 ‌اینچ) ‌اگر ‌بروشورهای ‌دارای ‌اطلاعات ‌مفید، ‌درست ‌طراحی ‌شوند، ‌بسیار ‌از ‌نظرتبلیغاتی ‌مؤثر ‌هستند. ‌این ‌بروشورها ‌به ‌تدریج ‌در ‌حال ‌تبدیل ‌شدن ‌به ‌یك ‌روش ‌عمده ‌تبلیغاتی ‌هستند.

تبلیغات ‌پستی: ‌تبلیغاتی ‌كه ‌به‌طور ‌مستقیم ‌از ‌طریق ‌پست ‌برای ‌مشتریان ‌فرستاده ‌می‌‌شوند، ‌كاملاً ‌می‌‌توانند ‌با ‌ماهیت ‌و ‌نوع ‌نیاز ‌مشتریان ‌در ‌ارتباط ‌باشند. ‌شما ‌می‌‌توانید ‌یك ‌فهرست ‌ثابت ‌از ‌مشتریان ‌كنونی ‌و ‌یا ‌از ‌مشتریانی ‌كه ‌می‌‌توانند ‌مخاطب ‌بالقوه ‌شما ‌باشند، ‌تهیه ‌كنید. ‌این ‌كار ‌را ‌می‌‌توانید ‌از ‌طریق ‌جمع‌آوری ‌كارت‌های ‌ویزیت ‌دنبال ‌كرده ‌و ‌مدام ‌لیستی ‌را ‌كه ‌از ‌این ‌طریق ‌تهیه ‌كرده‌اید، ‌به ‌روز ‌كنید، ‌چرا ‌كه ‌همواره ‌در ‌چنین ‌مواردی ‌این ‌خطر ‌بالقوه ‌وجود ‌دارد ‌كه ‌لیست ‌شما ‌قدیمی ‌شود. ‌بنابراین ‌همیشه ‌درصدد ‌اصلاح ‌آدرس‌هایی ‌باشید ‌كه ‌برگشت ‌خورده‌اند ‌در ‌استفاده ‌از ‌فهرست ‌پستی ‌به ‌دلیل ‌هزینه‌هایی ‌كه ‌در ‌بردارد، ‌همیشه ‌باید ‌محتاط ‌بود. ‌ضمناً ‌فراموش ‌نكنید ‌كه ‌مشتریان ‌را ‌نباید ‌با ‌اطلاعات ‌فراوان، ‌بمباران ‌كرد.

پیام ‌از ‌طریق ‌ایمیل: ‌استفاده ‌از ‌ایمیل ‌برای ‌تبلیغ ‌یكی ‌از ‌شگفت‌انگیزترین ‌راه‌هایی ‌است ‌كه ‌پیام‌هایتان ‌را ‌به ‌دیگران ‌برسانید. ‌در ‌مواردی ‌كه ‌از ‌ایمیل ‌استفاده ‌می‌‌كنید، ‌در ‌انتهای ‌ایمیل‌هایتان ‌امضا ‌بگذارید. ‌در ‌حال ‌حاضر ‌این ‌امكان ‌در ‌بسته‌های ‌نرم‌افزاری ‌هست ‌كه ‌امضایتان ‌را ‌برای ‌تمام ‌ایمیل‌هایتان ‌پیوست ‌كند.

مجلات: ‌آگهی‌های ‌مجله‌ای ‌می‌‌توانند ‌بسیار ‌گران ‌تمام ‌شوند. ‌دنبال ‌مجلاتی ‌بگردید ‌كه ‌عمدتاً ‌صنعت ‌مورد ‌نظر ‌شما ‌را ‌پوشش ‌می‌‌دهند، ‌چنین ‌مجلاتی ‌در ‌واقع ‌بر ‌روی ‌مشتریان ‌و ‌بازار ‌مورد ‌نیاز ‌شما ‌تمركز ‌دارند. ‌در ‌چنین ‌مواردی ‌هم ‌می‌‌توانید ‌آگهی ‌بدهید ‌و ‌هم ‌بتوانید ‌به ‌جای ‌آگهی ‌از ‌یك ‌مقاله ‌كوتاه ‌استفاده ‌كنید.

خبرنامه: ‌خبرنامه‌ها ‌برای ‌انتقال ‌ماهیت ‌سازمان ‌و ‌خدمات ‌آن ‌ابزارهای ‌بسیار ‌مؤثری ‌هستند. ‌اگر ‌از ‌خبرنامه‌ ‌می‌‌خواهید ‌استفاده ‌كنید ‌ابتدا ‌با ‌یك ‌مشاور ‌در ‌مورد ‌طرح ‌اولیه ‌و ‌لی‌آوت ‌آن ‌مشورت ‌كنید. ‌امروزه ‌این ‌امكان ‌وجود ‌دارد ‌كه ‌با ‌استفاده ‌از ‌نشر ‌رومیزی ‌كارهای ‌جذابی ‌در ‌این ‌زمینه ‌ارایه ‌كنید ‌و ‌كار ‌هم ‌ارزان ‌تمام ‌شود.

روزنامه‌های ‌عمده ‌محلی: ‌تقریباً ‌همه ‌روزنامه‌های ‌عمده ‌محلی ‌را ‌می‌‌خوانند. ‌شما ‌می‌‌توانید ‌از ‌طریق ‌آگهی ‌یا ‌نامه ‌به ‌سردبیر ‌و ‌یا  با ‌استفاده ‌از ‌یك ‌روزنامه‌نگار ‌كه ‌برایتان ‌مطلب ‌تبلیغی ‌تهیه ‌كند، ‌فعالیت‌هایتان ‌را ‌در ‌روزنامه ‌منعكس ‌كنید. ‌این ‌نوع ‌از ‌آگهی‌ها ‌گرانقیمت ‌هستند. ‌خود ‌روزنامه‌ها ‌هم ‌می‌‌توانند ‌برای ‌این‌كه ‌چطور ‌و ‌كجا ‌آگهی ‌بدهید، ‌مشاوران ‌خوبی ‌باشند. ‌زمان ‌آگهی ‌دادن ‌هم ‌بسیار ‌مهم ‌است ‌و ‌این ‌امر ‌به ‌عادات ‌خرید ‌مشتریان ‌مربوط ‌می‌‌شود. ‌

روزنامه‌های ‌كاملاً ‌محلی: ‌این ‌نوع ‌روزنامه‌ها ‌قدرت ‌روزنامه‌های ‌عمده ‌را ‌ندارند، ‌اما ‌فراموش ‌نكنید ‌كه ‌به ‌هر ‌حال ‌می‌‌توانند ‌به ‌شما ‌و ‌مشتریان ‌شما ‌نزدیك ‌باشند. گروه‌های ‌بحث آنلاین ‌و ‌اتاق‌های ‌گفت‌وگو: ‌اگر ‌در ‌بحث‌های ‌آنلاین ‌اینترنتی ‌و ‌در ‌اتاق‌های ‌گفت‌وگو ‌(چت‌روم‌ها) ‌حضور ‌یابید، ‌مثل ‌استفاده ‌از ‌ایمیل ‌برای ‌تبلیغ، ‌برای ‌معرفی ‌شركت ‌و ‌فعالیت‌هایتان ‌مفید ‌است.

اما ‌فراموش ‌نكنید ‌كه ‌گروه‌های ‌شركت‌كننده ‌در ‌بحث‌های ‌آنلاین ‌و ‌نیز ‌در ‌اتاق‌های ‌گفت‌وگو، ‌اساساً ‌به ‌شدت ‌در ‌برابر ‌تبلیغات ‌مستقیم ‌واكنش ‌نشان ‌می‌‌دهند ‌و ‌به ‌جز ‌این ‌دارای ‌مقررات ‌ریشه‌داری ‌هم ‌هستند. ‌وقتی ‌به ‌چنین ‌گروه‌هایی ‌برای ‌مباحثه ‌می‌‌پیوندید ‌با ‌مدیر ‌جلسه ‌از ‌قبل ‌تماس ‌بگیرید ‌تا ‌با ‌مقررات ‌بحث ‌آشنا ‌شوید.

پوسترها ‌و ‌تابلوهای ‌اعلانات : پوسترها ‌اگر ‌درجاهایی ‌نصب ‌شوند ‌كه ‌مشتریان ‌شما ‌واقعاً ‌آن‌ها ‌را ‌ببینند ‌بسیار ‌مفید ‌هستند. ‌اما ‌خودتان ‌تا ‌به ‌حال ‌چقدر ‌پوسترها ‌و ‌تابلوهای ‌اعلانات ‌را ‌واقعاً ‌تماشا ‌كرده‌اید.

‌اتفاقاً ‌بهترین ‌جای ‌نصب ‌پوسترها ‌همین ‌تابلوهای ‌اعلانات ‌است. ‌به ‌شرط ‌این‌كه ‌در ‌جای ‌مناسبی ‌باشد ‌و ‌پوسترها ‌هم ‌به ‌سرعت ‌با ‌پوسترهای ‌خوش‌رنگ ‌دیگر ‌عوض ‌شوند ‌و ‌كاملاً ‌هم ‌در ‌معرض ‌دید ‌رهگذران ‌باشند.

فقط ‌یادتان ‌باشد ‌كه ‌بعضی ‌از ‌شهرداری‌ها ‌درباره ‌ابعاد ‌پوسترهایی ‌كه ‌بر ‌روی ‌تابلوهای ‌اعلانات ‌قرار ‌می‌‌گیرد، ‌مقرراتی ‌دارند ‌كه ‌باید ‌آن‌ها ‌را ‌رعایت ‌كنند.

تبلیغات ‌رادیویی ‌: ‌یكی ‌از ‌بزرگ‌ترین ‌مزیت‌های ‌تبلیغات ‌رادیویی ‌این ‌است ‌كه ‌ارزان‌تر ‌از ‌تبلیغات ‌تلویزیونی ‌است ‌و ‌مردم ‌كماكان ‌به ‌رادیو ‌گوش ‌می‌‌كنند ‌به‌خصوص ‌وقتی ‌كه ‌در ‌حال ‌رانندگی ‌هستند. ‌مبنای ‌محاسبه ‌تبلیغات ‌غالباً ‌تعداد ‌دفعات ‌پخش، ‌مدت ‌پخش ‌و ‌زمان ‌پخش ‌است. ‌یكی ‌از ‌مهم‌ترین ‌موارد ‌برای ‌پخش ‌تبلیغ ‌از ‌رادیو ‌این ‌است ‌كه ‌زمان ‌پخش ‌آن ‌با ‌زمان ‌گوش ‌دادن ‌مشتریان ‌به ‌رادیو ‌همزمان ‌باشد.

بازاریابی ‌از ‌راه ‌دور: ‌ این ‌روش ‌تازه ‌در ‌حال ‌اوج ‌گرفتن ‌است.

تبلیغات ‌تلویزیونی: ‌خیلی‌ها ‌به ‌دلیل ‌گران ‌بودن ‌تبلیغات ‌تلویزیونی، ‌استفاده ‌از ‌آن ‌را ‌در ‌دستور ‌كار ‌خود ‌قرار ‌نمی‌‌دهند. ‌تبلیغات ‌تلویزیونی ‌از ‌انواع ‌دیگر ‌تبلیغات ‌گران‌تر ‌است. ‌مبنای ‌محاسبه ‌نرخ ‌آگهی ‌در ‌تلویزیون ‌هم ‌همان ‌موارد ‌مطرح ‌در ‌رادیو ‌است.

صفحات ‌وب: ‌تبلیغات ‌در ‌محیط ‌وب ‌اكنون ‌به ‌روش ‌رایجی ‌تبدیل ‌شده ‌است. ‌آگهی ‌و ‌تبلیغ ‌در ‌محیط ‌وب ‌به ‌تجهیزات ‌و ‌تخصص ‌ویژه ‌نیاز ‌دارد ‌كه ‌از ‌جمله ‌آن‌ها ‌می‌‌توان ‌به ‌دسترسی ‌به ‌كامپیوتر، ‌داشتن ‌سرویس ‌اینترنتی، ‌انتخاب ‌نام ‌سایت، ‌ثبت‌نام ‌برای ‌دامنه، ‌طراحی ‌گرافیك ‌و ‌در ‌نظر ‌گرفتن ‌امكان ‌فروش ‌آنلاین ‌اشاره ‌كرد. ‌تبلیغ ‌وب‌سایت ‌و ‌مطرح ‌ساختن ‌آن ‌از ‌طریق ‌موتورهای ‌جست‌وجو ‌و ‌نیز ‌روزآمد ‌نگاه ‌داشتن ‌سایت ‌از ‌جمله ‌مواردی ‌است ‌كه ‌در ‌این ‌عرصه ‌باید ‌به ‌آن ‌توجه ‌داشت.

راهنمای ‌تلفن ‌مشاغل: ‌اگر ‌شغل ‌شما ‌در ‌ردیف ‌مناسب ‌خودش ‌وارد ‌شود، ‌آنگاه ‌می‌‌توان ‌آگهی ‌دادن ‌در ‌راهنمای ‌تلفن ‌مشاغل ‌را ‌مؤثر ‌دانست. ‌نكته ‌مهم ‌دیگر ‌در ‌این ‌زمینه ‌این ‌است ‌كه ‌نام ‌شركت‌ ‌شما ‌هم ‌بالاخره ‌باید ‌به ‌خوبی ‌گویای ‌نوع ‌محصولات ‌و ‌خدمات ‌شما ‌باشد.

 فعالیت ‌تبلیغی ‌از ‌طریق ‌رسانه‌ها ‌(خبرنگاران، ‌گزارشگران ‌و ‌غیره):

مقالاتی ‌كه ‌می‌‌نویسید: ‌آیا ‌چیزی ‌در ‌شركت ‌و ‌فعالیت ‌شما ‌هست ‌كه ‌تأثیری ‌قوی ‌داشته ‌باشد. ‌اگر ‌پاسخ ‌مثبت ‌است، ‌نشریات ‌محلی ‌را ‌تجربه ‌كنید ‌و ‌در ‌مقاله‌تان ‌چیزهایی ‌را ‌بیاورید ‌كه ‌حول ‌همان ‌تأثیر ‌قوی ‌باشد ‌و ‌با ‌مخاطب ‌رابطه ‌برقرار ‌كند.

پوشه‌ ‌حاوی ‌اطلاعات ‌شغلی:‌ ‌استفاده ‌از ‌پوشه ‌حاوی ‌اطلاعات ‌شغلی ‌برای ‌در ‌اختیار ‌رسانه‌ها ‌قرار ‌دادن ‌یك ‌روش ‌مفید ‌تبلیغاتی ‌است. ‌این ‌پوشه‌ها ‌غالباً ‌حاوی ‌اطلاعات ‌و ‌تصاویر ‌مربوط ‌به ‌یك ‌شغل ‌است ‌كه ‌محصولات ‌و ‌خدمات ‌شركت ‌را ‌معرفی ‌می‌‌كند ‌و ‌با ‌اظهارنظرهای ‌مشتریان‌  ‌راضی ‌از ‌محصولات ‌یا ‌خدمات ‌همراه ‌است.

بیانیه‌های ‌خبری: ‌بیانیه‌های ‌خبری ‌راجع ‌به ‌یك ‌رویداد ‌به ‌رسانه‌ها ‌نوعی ‌هشدار ‌می‌‌دهند ‌تا ‌نظر ‌آنان ‌برای ‌پوشش ‌خبری ‌رویداد ‌مربوطه ‌جلب ‌شود. ‌عناصر ‌خبری ‌نظیر ‌كه، ‌چه، ‌كجا، ‌چرا ‌و ‌چه ‌وقت ‌غالباً ‌در ‌این ‌بیانیه‌ها ‌وجود ‌دارد ‌و ‌بعضی ‌وقت‌ها ‌هم ‌به ‌همراه ‌عكس ‌به ‌روزنامه‌ها ‌فرستاده ‌می‌‌شوند ‌تا ‌كار ‌پوشش ‌خبری ‌آسان‌تر ‌صورت ‌گیرد.

 سایر ‌فعالیت‌های ‌تبلیغی:

گزارش‌های ‌سالیانه: ‌گزارش‌های ‌سالیانه ‌بیشتر ‌برای ‌سهامداران ‌منتشر ‌و ‌توزیع ‌می‌‌شوند ‌و ‌غالباً ‌با ‌مرور ‌فعالیت‌های ‌سالیانه، ‌چالش‌ها ‌و ‌موقعیت‌ ‌مالی ‌شركت ‌همراه ‌هستند.

همكاری ‌یا ‌بازسازی ‌استراتژیك:‌ ‌اگر ‌شركت ‌شما ‌درگیر ‌همكاری ‌با ‌شركتی ‌دیگر ‌است ‌و ‌یا ‌در ‌حال ‌بازسازی ‌استراتژیك ‌خود ‌می‌‌باشد، ‌حتماً ‌آن  را ‌صریحاً ‌ اعلام ‌و ‌تبلیغ ‌كنید.

شبكه‌سازی: ‌اگر ‌با ‌هم‌نسل‌ها، ‌سازمان‌های ‌حرفه ‌و ‌كسانی ‌نظیر ‌آموزش‌‌گرها، ‌مشاوران، ‌عرضه‌كنندگان ‌و ‌كسانی ‌در ‌خارج ‌از ‌شركت ‌خود ‌در ‌ارتباط ‌هستید، ‌آن ‌را ‌اعلام ‌و ‌تبلیغ ‌كنید.

استثنایی‌ها: ‌دیده‌اید ‌خیلی‌ها ‌بر ‌روی ‌قلم‌ها ‌و ‌تی‌شرت‌ها ‌و ‌فنجان‌های ‌قهوه ‌و ‌غیره ‌تبلیغات ‌می‌‌كنند. ‌این ‌تبلیغات ‌هنگامی ‌مؤثر ‌واقع ‌می‌‌شود ‌كه ‌مشتری‌های ‌استثنایی ‌و ‌ویژه‌ای ‌داشته ‌باشند ‌البته ‌هزینه ‌تولید ‌و ‌ارسال ‌برای ‌این ‌مشتریان ‌استثنایی ‌هم، ‌هزینه‌ای ‌قابل ‌اعتنا ‌خواهد ‌بود.

معرفی: ‌شما ‌احتمالاً ‌در ‌رشته‌ای ‌تخصص ‌دارید. ‌راه‌هایی ‌پیدا ‌كنید ‌كه ‌بتوانید ‌در ‌سمینارها ‌ولو ‌به ‌صورتی ‌مختصر ‌فعالیت‌ ‌و ‌تخصص‌تان ‌را ‌ارایه ‌كنید. ‌معرفی ‌در ‌عرصه‌هایی ‌چون ‌نمایشگاه‌‌های ‌تجاری، ‌سمینارها، ‌نشست‌های ‌اتاق ‌بازرگانی ‌و ‌گردهمایی ‌مناسب ‌است. ‌حتی ‌اگر ‌پانصد ‌بروشور ‌توزیع ‌كرده ‌باشید ‌و ‌فقط ‌پنج ‌نفر ‌با ‌شما ‌ارتباط ‌بگیرند، ‌كارتان ‌موفق ‌بوده ‌است، ‌هر ‌چند ‌ممكن ‌است ‌خودتان ‌را ‌به ‌30 ‌نفر ‌معرفی ‌كیند ‌و ‌از ‌پانزده ‌نفر ‌آن‌ها ‌جواب ‌بگیرید.

ارتباط ‌با ‌طرف‌های ‌اصلی: ‌سعی ‌كنید ‌از ‌هر ‌بخشی ‌كه ‌با ‌آن‌ها ‌سروكار ‌دارید، ‌دست ‌كم ‌با ‌یك ‌نفر ‌در ‌تماس ‌باشید ‌و ‌او ‌را ‌فقط ‌سالی ‌یك ‌بار ‌به ‌ناهار ‌دعوت ‌كنید. ‌ارتباطات ‌غیررسمی ‌گاهی ‌بسیار ‌پرقدرت ‌عمل ‌می‌‌كند.

رویدادهای ‌ویژه: ‌اعلام ‌یك ‌برنامه ‌مهم، ‌اعطای ‌یك ‌جایزه ‌ویژه‌ ‌و ‌مواردی ‌از ‌این ‌دست ‌هم ‌جزو ‌روش‌های ‌تبلیغی ‌خوب ‌به ‌شمار ‌می‌‌آیند.

پیشنهادات ‌ویژه: ‌ارایه ‌كوپن ‌برای ‌خرید، ‌دادن ‌تخفیف‌های ‌ویژه ‌و ‌فروش‌های ‌استثنایی ‌هم ‌از ‌جمله ‌روش‌هایی ‌است ‌كه ‌در ‌تبلیغات ‌رایج ‌است.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 19 مهر 1388    | توسط: صادق شیخی    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

چرا تبلیغات من كار نمی‌كند؟!

در دفتر یا مغازه خود نشسته‌اید‌، به صورتحساب هزینه‌ها نگاه می‌كنید. سكوت، تمام فضا را فراگرفته. منتظر زنگ تلفن یا ورود مشتری جهت فروش كالا یا ارائه خدمت به وی هستید. ولی خبری نمی‌شود.

سختی این لحظات زمانی شدت می‌گیرد كه به یاد كرایه مكان، بدهكاری‌ها و سرمایه‌ای كه برای خرید كالا یا تولید آن صرف كرده‌اید می‌افتید و باعث می‌شود كه فشار عصبی زیادی بر شما وارد شود.
در این لحظات بهترین كاری كه به ذهنتان می‌رسد تبلیغ كردن است...

به نقطه سیاه خیره شوید

 


 با هزار امید، برای اینكه بتوانید به كسب و كارتان رونقی ببخشید، مبلغی را پیش‌بینی كرده و به سراغ یك آژانس تبلیغاتی می‌روید تا سفارش تهیه بروشور، كاتالوگ یا یك تیزر تلویزیونی 30 ثانیه‌ای را بدهید. هرچند از پرداخت چنین مبلغی راضی نیستید؛ ولی با این فكر كه این عمل مشتریان را به سمت من سرازیر می‌كند به خود آرامش می‌دهید. این عملی است كه شما به عنوان تولید كننده یا فروشنده حتما آنرا تجربه كرده‌اید.
سپس دوباره به محل كار خود بازمی‌گردید و منتظر می‌مانید تا مشتری‌ها پاشنه در را ازجا درآورند! ولی باز هم خبری نمی‌شود! با خود می‌گویید، پس چه شد؟ آن همه هزینه‌ای كه من كردم كجا رفت؟
در این مواقع افراد دوگونه عكس‌العمل نشان می‌دهند. برخی تصمیم می‌گیرند دور تبلیغات را خط كشیده و دیگر به سراغ آن نروند. طبیعتا آنها حق را به خود داده و می‌گویند چرا باید هزینه‌ای بی‌دلیل كرده و نتیجه‌ای نگیرند. برخی دیگر هم با این توجیه كه تبلیغات ما باعث شناخته شدن ناممان در بین مردم شده، به خود آرامش داده و باز به همان تبلیغات كم اثر خود ادامه می‌دهند.
هر دو گروه اشتباه می‌كنند. گروه اول به دلیل اینكه خود را از مسیر شناخته شدن كنار كشیده و گروه دوم به این دلیل كه تنها قانون دنیای تبلیغات را فراموش كرده‌اند:
«تبلیغات باید سبب فروش شود. تبلیغات دلیل قابل ذكر دیگری ندارد. (رایموند رابیكم)»
 

اما چرا تبلیغات ما نتیجه‌ای در بر ندارد؟
دلایل آن كاملا روشن است. در كشور ما به دلیل رقابتی نبودن صنعت و دولتی بودن اكثر بنگاه‌های اقتصادی، علم بازاریابی و تبلیغات روند رشد بسیار كندی داشته و باعث شده كه شركت‌ها تبلیغات را تنها در فروش اولیه ببینند.(1) نهادهای دولتی كسری بودجه خود را به راحتی از دولت دریافت می‌كنند و برخی تولیدكنندگان عمده نیز با حمایت تعرفه‌های گمركی و در غیاب كالاهای مرغوب خارجی سهم خود را از بازار محفوظ دانسته و لذا خود را بی نیاز از صرف هزینه‌ای برای
تبلیغات می‌یابند. تنها در چند نمونه مانند صنعت شوینده‌ها شركت‌هایی را می‌بینیم كه خود را ملزم به سرمایه‌گذاری برای تبلیغات می‌یابند.
دلیل دیگر این است كه بنگاه‌های اقتصادی به تبلیغات نه به عنوان یك علم بلكه بیشتر به عنوان یك هنر می‌نگرند. شاید برایتان پیش آمده كه به سراغ یك كانون تبلیغاتی رفته و سفارش تهیه گزینه تبلیغاتی خاصی را داده‌اید. در این كانون‌ها، افراد به خاطر آشنایی با گرافیك اقدام به تهیه موارد تبلیغاتی می‌كنند و صد البته فقط روی جنبه هنری آن تمركز دارند. اهرم‌های جذب مشتری بیشتر كانون‌ها، فقط قیمت و زیبایی كار است. ولی طراحی یك بروشور فروش ساده، با نوشتن آن خیلی فرق دارد. در چنین مواقعی دست‌اندركاران تبلیغات، عمل خود را اینگونه توجیه می‌كنند كه زیبایی موجب ماندگاری نام در ذهن فرد شده و همین ماندگاری او را به سمت خرید كالا سوق می‌دهد. ولی این تمام ماجرا نیست.
این فرض كه اگر مصرف كننده با نام شما آشنا باشد، قلب و كیف پولش هم این نام را دنبال خواهد كرد فرض درستی نیست. زیبایی هنری جزئی از كار است كه فقط آن را بیشتر در معرض دید قرار می‌دهد؛ ولی لزوما منجر به فروش نمی‌شود. تبلیغات زمانی كارساز است كه به صورت آمیزه‌ای از علم و هنر مورد استفاده قرار گیرد.
خوشبختانه با آغاز روند خصوصی سازی در كشور، در آینده نزدیك نیاز به این علم بیشتر احساس خواهد شد. امیدوارم شما هم به عنوان یكی از صاحبان صنایع یا فروشندگان خوش‌فكر كشور، به سمت علمی كردن استراتژی‌های تبلیغاتی خود پیش رفته و از هدر رفتن پول‌های باارزشتان جلوگیری كنید. با بخاطر سپردن این نكته كه قرار دادن نام شركت‌تان در مجله و تلویزیون ضامن موفقیت‌تان نخواهد بود و باید برای هر ریالی كه خرج می‌كنید، انتظار بازگشت داشته باشید.
نكته مهم این است: هدف از تبلیغات سروصدا برپا كردن نیست. هدف آن
فروش است. این بیشتر یك علم است تا هنر. اگر پولی را كه صرف بازاریابی می‌كنید، به شما باز نگردد، با دردسر بزرگی مواجه می‌شوید.
 

اما علم تبلیغات چیست؟
بهترین تعریفی كه من برای تبلیغات شنیده‌ام این است:
((تبلیغات همه چیز را در بر می‌گیرد. تمام كارهایی كه انجام می‌دهید یا نمی‌دهید.(سرجیو زایمن)))
و تنها یك هدف دارد:
((فروش كالای بیشتر، با قیمت بیشتر، به تعداد بیشتری از افراد(سرجیو زایمن)))
ولی این چطور ممكن است؟
برای موفقیت در یك كار اصول زیادی هست كه باید رعایت شوند. اصولی كه نادیده گرفتن هر یك از آنها ممكن است در روند فروش تاثیر منفی داشته باشد. تبلیغات شامل تمام موارد زیر می‌شود:
نام تجاری، بسته‌بندی، احساسی كه كالا به مشتری می‌دهد، ویژگی خاص آن كالا، نحوه رفتار با مشتری، نحوه رفتار با كاركنان، شهرت، حمایت مالی، سخنگو، نحوه صحبت منشی‌تان با تلفن، گزینه تبلیغاتی، مطالبی كه در تبلیغاتتان می‌گویید، كارهایی كه باید انجام دهید؛ ولی نمی‌دهید و موارد بسیاری دیگر.
ما نام هر یك از این موارد را ارزش می‌گذاریم. ارزش چیزی است كه مشتری را به سمت خرید كالا یا خدمت سوق می‌دهد. پولی كه مشتری پرداخت می‌كند، در قبال همین ارزش‌هاست و انتظار دارد پولش به هدر نرود.
ولی هیچ یك از این ارزش‌ها به تنهایی كافی نیست. مشتریان كنونی بسیار بهانه‌گیر و بی‌اعتماد شده‌اند. آنها دیگر به یك نام وفادار نمی‌مانند و با كوچكترین اشتباه به سراغ نام دیگری می‌روند. بدون توجه به ارزش‌های ذكر شده، تبلیغات تاثیر خود را از دست می‌دهد و مردم حرف تبلیغاتچی‌ها را باور نمی‌كنند. بنابراین، در یك بازار رقابتی،
اكتفا كردن به یك بروشور ساده یا یك
تیزر تلویزیونی، تنها دور ریختن پول است. شما نمی‌توانید فقط به یك ارزش متكی باشید.
در چنین بازاری، كسی موفق‌تر است كه در قبال پولی كه از مشتری دریافت می‌كند، ارزش بیشتری را به او ارائه دهد.
مشتری برای خرید یك كالا هزینه‌های زیادی می‌پردازد. بجز هزینه مالی كه در آخر كار پرداخت می‌شود، او هزینه احساس نیاز، هزینه تحقیق در مورد كالا، هزینه روانی برای سپری كردن این دوره و هزینه‌های دیگری را نیز می‌پردازد. پس انتظار دارد كه با صرف این هزینه‌ها، بیشترین عایدی نصیبش شود. در نتیجه به دنبال كالایی می‌رود كه ارزش بیشتری را به او برساند.
حال متوجه سوالی كه در آغاز مطرح شد، می‌شوید. اینكه چرا تبلیغات ما تاثیر گذار نیست؟ چون ما در تبلیغاتمان هیچ ارزشی را به مشتری عرضه نمی‌كنیم. هیچ‌گاه یك اسم منجر به فروش نمی‌شود. مشتری دنبال چیزی می‌رود كه بیشترین ارزش را نصیبش كند. اگر به مردم نگویید كه چكار می‌كنید؟ چرا می‌كنید؟ و چرا آنها باید محصول شما را بخرند؟ آنها شما را نادیده خواهند گرفت. شما باید مدام به این كار ادامه دهید. مردم زود فراموش می‌كنند. روند تبلیغات شما هرگز نباید قطع شود.
پیش از ادامه بحث ذكر دو نكته در اینجا ضروری است:
اول اینكه مشتریان متفاوت، ارزش‌های متفاوتی را طلب می‌كنند و شما به عنوان یك سازمان نمی‌توانید تمامی ارزش‌ها را یكجا و به بهترین نحو ارائه دهید. دلیل آن هم هزینه اجرای آن است، شاید مشتری شما به ارزش خاصی اهمیت ندهد، بنابراین هزینه كردن برای آن مقرون به صرفه نیست. پس باید دایره ارزش‌ها را به مشتریان منتخب خود محدود كنید. در نتیجه برای شروع تبلیغات بایستی استراتژی تبلیغاتی مخصوص و مناسب با موضوع را طراحی نمایید كه این مستلزم
تحقیقات بازاریابی و شناخت مشتریان است.
نكته دوم در ارتقای ارزش‌ها است. اگر اكنون یك
برنامه بازاریابی برای خود تدارك دیده‌اید، باید در طول زمان آن را بهتر و بهتر كنید. یعنی به مرور، ارزش‌های بیشتر و بهتری به مشتری ارائه دهید.
برای طراحی یك استراتژی موفق مبتنی بر ارزش‌ها، ابتدا می‌بایست نسبت به ارزش‌های موردنظر اشراف داشت. با توجه به ناکافی بودن فضا، متاسفانه قادر به توضیح تمامی آنها نخواهیم بود و فقط به بررسی اجمالی نحوه حضور مهمترین ارزش، یعنی خود کالا یا خدمت، در تبلیغات چاپی و رسانه‌ای می‌پردازیم.
 

ارزش‌های كالا یا كالای ارزشمند
بسته به نوع كالا یا خدمتی كه ارائه می‌دهید، راهكار تبلیغاتی شما نیز متفاوت خواهد بود. در معرفی كالای خود باید از چند چیز اطلاعات كامل دردست داشته باشید:
1 - مشتری من كیست؟
2 - ویژگی‌های كالای من كدامند؟
3 - مزیت‌های (ارزش‌های) كالای من كدامند؟
4 - مزیت متمایز كالا و خدمت من كدام است؟
و به طور كلی اصلا چرا كسی باید كالای مرا بخرد، ولی كالای رقیبم را نه؟
در اینجا به نحوه نوشتن تبلیغات نمی‌پردازیم. چون این، كار مشكلی است كه تخصصی خاص را طلبیده و تابع قوانین زیادی است كه در حیطه فعالیت نویسندگان تبلیغات قرار می‌گیرد. در اینجا تنها به سه نكته خواهیم پرداخت كه شما به عنوان
مدیر یا فروشنده باید نسبت به آنها وسواس بیشتری خرج دهید. اینكار باعث می‌شود ارزیابی بهتری از یك تبلیغ موثر داشته باشید.
1 - مشتری خود را بشناسید: كلیدی برای موفقیت در
فروش
هر كالا یا خدمتی، مشتریان خاص خود را دارد. مشتریان شما یا عموم جامعه‌اند یا قشر خاصی از آن. شاید هم آن‌را به چند قشر از جامعه می‌فروشید. ولی چیزی كه حایز اهمیت است این است كه به مخاطب خود چه بگویید و چگونه بگویید؟
به راستی مشتری شما كیست؟ از چه راهی می‌توان با او بهتر ارتباط برقرار كرد؟ آیا به واسطه شغلش روزنامه زیاد می‌خواند یا مشترك مجله تخصصی خاصی است؟ آیا تلویزیون زیاد نگاه می‌كند؟ و... .
اولین قدم پی بردن به همین نكته است كه مشتری شما به چه روشی برای كسب اطلاع در شغلش علاقه‌مند است؟ اگر مهندس باشد احتمالا مشترك مجله مهندسی خاصی است. اگر آشپز باشد شاید برنامه‌های آشپزی تلویزیون را دنبال می‌كند. اگر خانه‌دار است شاید به مجله‌های خانوادگی علاقه زیادی دارد.
اگر هم مشتری شما جزو هیچ قشر خاصی نیست و هر كسی می‌تواند مخاطب شما قرار گیرد و كالای شما را طلب كند، از چه راهی می‌توان به او نزدیك شد؟ این اولین قدم است. شناخت روش‌های ارتباط با خریدار. اینكار با هدفمند كردن تبلیغاتتان، باعث می‌شود تا تبلیغی را كه برایش پول صرف كرده‌اید، به دست كسی كه اصلا نیازی به فعالیت شما ندارد، نرسد.
2 - كالای خود را بشناسید: مسیری كه باید تمام پیچ و خم‌هایش را بدانید
قدم دوم بیان ویژگی‌ها و مزایای كالا است. البته بین ویژگی و مزیت تفاوتی وجود دارد. این مزایا هستند كه كالا را می‌فروشند. ویژگی‌ها تنها به كمك مزایا می‌آیند.
به عنوان مثال اگر دستگاه مخلوط‌كنی را می‌فروشید كه مصرف برق كمتری دارد، این ویژگی آن دستگاه است. مزیت آن دركاهش هزینه‌هاست. مردم به عبارت «كاهش هزینه‌ها» بیشتر توجه می‌كنند تا عبارت «صرفه‌جویی در مصرف برق». این مزایا همان ارزش‌های كالا هستند. كالای ارزشمند كالایی است كه مزیت بیشتری داشته باشد. پس شما باید فهرستی از تمامی ویژگی‌ها و مزایای كالا یا خدمت خود داشته باشید و همه آنها را به مشتری بشناسانید.

به طور كلی‌، متن تبلیغاتی‌ای خوب است كه در آن كالا:
1 - مورد علاقه قرار گیرد
2 - مورد تحسین قرار گیرد
3 - كار را درست انجام دهد
4 - احساس ارزش و اهمیت به مشتری دهد
5 - تولید درآمد كند
6 - پول صرفه‌جویی كند
7 - زمان صرفه‌جویی كند
8 - كار را تسهیل كند
9 - احساس ایمنی بدهد
10 - زیبا باشد
11 - جذاب باشد
12 - راحت باشد
13 - متمایز باشد
14 - خوشحال كند
15 - سرگرم كند
16 - سالم باشد
17 - ترس را كم كند و...
حال به نظر شما یك بروشور با این سبك تاثیر بیشتری در فروش دارد یا بروشوری كه تنها تعدادی از ویژگی‌های یك كالارا لیست كرده.
اكنون به نكته مهم‌تر می‌رسیم و آن مزیت خاص كالا یا خدمت شماست. مزیت یا ارزش خاص چیزی است كه شما را از رقبایتان متمایز می‌سازد. چیزی كه مردم را به هیجان آورده و آنها را متوجه شما می‌سازد. سایر مزیت‌ها به تقویت این مزیت خاص می‌پردازند. اگر شما همان خدماتی را ارائه دهید كه رقبایتان ارائه می‌دهند، كسی شما را نخواهد دید. برای كالا یا خدمت خود فاكتوری خاص را تهیه ببینید. برای شروع می‌توانید از بین مزایای كالا یا خدمت خود، به تقویت چیزی بپردازید كه كسی تابه‌حال به آن توجه نكرده. هرچند قائل شدن یک مزیت خاص كار چندان راحتی نیست و نیازمند تفكر و برنامه‌ریزی است.
3 - مشتری + كالا = تبلیغ موثر
قدم سوم، ارتباط دادن قدم‌های اول و دوم به یكدیگر است.
به عنوان مثال: فرض كنیم شما دستگاه آبسردكن می‌فروشید، احتمال دارد دو مشتری متفاوت به سراغ شما بیایند. یكی از آنها دفتری در مركز شهر دارد و یكی كارگاهی در 20 كیلومتری شهر. هر كدام از آنها مزیت خاصی از كالا را به عنوان مزیت اصلی برای خود در نظر می‌گیرد. برای كسی كه در مركز شهر است، شاید مزیت اصلی زیبایی و كم جا گرفتن دستگاه باشد ولی كسی كه در 20 كیلومتری شهر كار می‌كند، مزیت اصلی برایش قابل اطمینان بودن دستگاه است، چون نمی‌تواند برای هر بار خراب شدن دستگاه این همه مسافت را طی كند و به شهر بیاید.
در نتیجه در تبلیغات خود برای هر گروه از مشتریان، مزیت مورد اهمیت آنها را محور قرار دهید.
پس با شناخت مشتریان و كالای خود،
تبلیغات خود را به گونه‌ای ارائه دهید كه مشتری، شما را به عنوان بهترین كسی كه می‌تواند نیاز اورا برطرف كند بشناسد.
 

نتیجه :
1 - مشتری خود را بشناسید– علایق او را دریابید.
2 - كالای خود را بشناسید– مزایای آن را كشف كنید.
3 - مشتری را به مزیت مورد علاقه‌اش برسانید.
پیش از پایان، ذكر دو نكته ضروری است:
1 - چون نمی‌توانید برای هر مشتری بطور جداگانه تبلیغی تهیه كنید، تبلیغات خود را برای مشتری‌هایی تهیه كنید كه بخش اعظم خریداران شما را تشكیل می‌دهند. آنها استحقاق این را دارند كه مزیت مورد نظرشان به عنوان مزیت اصلی كالا در نظر گرفته شود.
2 - نكته دوم و مهم‌تر اینكه، موارد گفته شده شما را به داشتن یك تبلیغ موثر نزدیك می‌كند، ولی نمی‌رساند. نوشتن تبلیغ مناسب، نیازمند توانایی و معلومات است، به همین دلیل هر كس نمی‌تواند به خوبی از عهده آن برآید. این كار را به افراد آگاه بسپارید. كانون‌های تبلیغاتی برگزیده‌ای هستند كه می‌توانند این كار را به درستی انجام دهند. افرادی هم هستند كه بصورت آزاد كار می‌كنند و به واسطه تخصصی كه دارند شاید بتوانند این‌كار را بهتر از كانون‌ها برای شما انجام دهند. هر چند این افراد بسیار كم و نایابند.
سخن آخر اینكه: با اینكه همه به قوانین رانندگی آگاهند، ولی همه نمی‌توانند فرمول یك برانند. نویسندگی تبلیغات نیز چنین است.
(1) دلیل پایین بودن كیفیت تولیدات داخل، عدم توجه شركت‌ها به تامین رضایت مصرف كننده و قابل اطمینان نبودن خدمات پس از فروش نیز همین است.


منابع :
1 - رازهای تبلیغات– دیوید اوگیلوی
2 - ادبیات تبلیغ- باب بلای
3 - تبلیغاتی كه ما می‌شناسیم به آخر خط رسیده است- سرجیو زایمن
4 - خوشحال كردن مشتری و مدیریت فروش- مجید اسماعیل پور
5 - تبلیغات خلاق- لوك سالیوان
6 - Tablighcity.com
7 - www.aftab.ir

نوشته: علیرضا سالمی ، به نقل از روزنامه دنیای اقتصاد

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 19 مهر 1388    | توسط: صادق شیخی    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

روش‌های عمده در تبلیغات

اخیراً مقاله‌ای توسط دکتر یونس شکرخواه ترجمه شده است كه به زبانی ساده روش های تبلیغات را توضیح میدهد. نویسنده در معرفی این مقاله اشاره فرموده‌اند که این مطلب هم برای آژانس های تبلیغاتی مفید است و هم برای روابط عمومی ها.


"... ابتدا باید چند كلمه درباره نحوه نوشتن متن تبلیغاتی حرف بزنیم. مرور راه‌های مختلف برای ارایه تبلیغات؛‌ اگر چیزی درباره نحوه نوشتن متون تبلیغاتی ندانیم، كاری بی‌‌فایده است. نوشتن متن تبلیغاتی یك مهارت است. جنبه‌های مختلفی وجود دارد كه باید به آن‌ها فكر كنیم و از آن جمله می‌‌توان به مواردی نظیر واژگان، گرافیك، ترتیب قرار گرفتن واژه‌ها در كنار عناصر گرافیكی، رنگ‌بندی، برداشت مخاطب از آگهی و نیز جا و مكان آگهی اشاره كرد.

تبلیغات ضعیف می‌‌تواند چنان ضربه‌ای به شما بزند كه در صورت عدم تبلیغ با آن مواجه نخواهید شد. بنابراین، حتماً برای نوشتن نخستین تبلیغات خود با دیگران مشورت كنید و از آنهایی كه تخصص دارند كمك بگیرید..."

روش‌های عمده در تبلیغات

ارتباطات خود را گسترش دهید

ابتدا باید چند كلمه درباره نحوه نوشتن متن تبلیغاتی حرف بزنیم. مرور راه‌های مختلف برای ارایه تبلیغات؛‌ اگر چیزی درباره نحوه نوشتن متون تبلیغاتی ندانیم، كاری بی‌‌فایده است. نوشتن متن تبلیغاتی یك مهارت است. جنبه‌های مختلفی وجود دارد كه باید به آن‌ها فكر كنیم و از آن جمله می‌‌توان به مواردی نظیر واژگان، گرافیك، ترتیب قرار گرفتن واژه‌ها در كنار عناصر گرافیكی، رنگ‌بندی، برداشت مخاطب از آگهی و نیز جا و مكان آگهی اشاره كرد.

تبلیغات ضعیف می‌‌تواند چنان ضربه‌ای به شما بزند كه در صورت عدم تبلیغ با آن مواجه نخواهید شد. بنابراین، حتماً برای نوشتن نخستین تبلیغات خود با دیگران مشورت كنید و از آنهایی كه تخصص دارند كمك بگیرید.

چه باید نوشت؟

در ‌تبلیغ ‌‌چه ‌باید ‌نوشت؟ ‌پاسخ ‌دادن ‌به ‌این ‌پرسش ‌درگرو ‌عادات ‌نوشتاری ‌و ‌نوع ‌خواندن ‌مشتریان ‌كنونی ‌و ‌بالقوه ‌شما ‌است. ‌بنابراین، ‌انجام ‌یك ‌بازار ‌پژوهشی ‌در ‌این ‌مرحله ‌می‌‌تواند ‌به ‌شما ‌كمك ‌شایان ‌توجهی ‌كند. ‌با ‌كاربرد ‌متدهای ‌ساده ‌در ‌این ‌عرصه ‌می‌توان ‌به ‌نكات ‌ارزشمند ‌و ‌مفیدی ‌دست ‌یافت. ‌پیش ‌از ‌آن‌كه ‌متن ‌تبلیغاتی ‌خود ‌را ‌تولید ‌كنید، ‌به ‌این ‌نكته ‌بیندیشید ‌كه ‌شما ‌چه ‌موضع ‌یگانه ‌و ‌ویژه‌ای ‌برای ‌فروش ‌دارید. ‌در ‌واقع ‌باید ‌به ‌این ‌نكته ‌برسید ‌كه ‌بدانید ‌چه ‌ویژگی‌های ‌منحصر ‌به ‌فردی ‌دارید ‌و ‌باید ‌آن‌ها ‌را ‌به ‌چه ‌كسانی ‌برسانید.

به ‌خاطر ‌داشته ‌باشید ‌كه ‌یكی ‌از ‌اشتباهات ‌آگهی‌نویسان ‌این ‌است ‌كه ‌آگهی ‌را ‌برای ‌خودشان ‌می‌‌نویسند ‌نه ‌برای ‌مشتریان ‌موجود ‌و ‌بالقوه.

آگهی ‌شما ‌باید ‌به ‌وضوح ‌منافع ‌موجود ‌در ‌محصول ‌یا ‌خدمت ‌شما ‌را ‌به ‌مشتریان ‌نشان ‌دهد ‌نه ‌منافع ‌آن ‌را ‌به ‌خود ‌شما. ‌پس ‌بنابراین، ‌منافع ‌بالقوه ‌را ‌به ‌وضوح ‌برای ‌مشتریان ‌ترسیم ‌كنید ‌مثلاً ‌به ‌مواردی ‌چون ‌دسترسی ‌آسان، ‌قیمت ‌پایین، ‌كاربرد ‌ساده ‌و ‌به ‌دوام ‌محصول ‌خود ‌اشاره ‌كنید.

آگهی ‌شما ‌باید ‌به ‌این ‌سؤال ‌مشتری ‌جواب ‌بدهد: ‌<به ‌چه ‌درد ‌من ‌می‌‌خورد؟>

آگهی ‌شما ‌همچنین ‌باید ‌به ‌مشتری ‌نشان ‌بدهد ‌كه ‌در ‌مرحله ‌بعد ‌چه ‌كاری ‌باید ‌انجام ‌دهد ‌و ‌چطور ‌آن ‌كار ‌را ‌انجام ‌بدهد. ‌به ‌عنوان ‌مثال ‌با ‌كه ‌باید ‌تماس ‌بگیرد ‌و ‌چطور؟

روش‌های ‌تبلیغ ‌

بروشور:‌ ‌بسیاری ‌از ‌نرم‌افزارهای ‌نشر ‌رومیزی ‌و ‌واژه‌پرداز ‌قادرند ‌بروشورهای ‌اكوردئونی ‌سه ‌لتی ‌درست ‌كنند ‌(5/8 ‌*5/11 ‌اینچ) ‌اگر ‌بروشورهای ‌دارای ‌اطلاعات ‌مفید، ‌درست ‌طراحی ‌شوند، ‌بسیار ‌از ‌نظرتبلیغاتی ‌مؤثر ‌هستند. ‌این ‌بروشورها ‌به ‌تدریج ‌در ‌حال ‌تبدیل ‌شدن ‌به ‌یك ‌روش ‌عمده ‌تبلیغاتی ‌هستند.

تبلیغات ‌پستی: ‌تبلیغاتی ‌كه ‌به‌طور ‌مستقیم ‌از ‌طریق ‌پست ‌برای ‌مشتریان ‌فرستاده ‌می‌‌شوند، ‌كاملاً ‌می‌‌توانند ‌با ‌ماهیت ‌و ‌نوع ‌نیاز ‌مشتریان ‌در ‌ارتباط ‌باشند. ‌شما ‌می‌‌توانید ‌یك ‌فهرست ‌ثابت ‌از ‌مشتریان ‌كنونی ‌و ‌یا ‌از ‌مشتریانی ‌كه ‌می‌‌توانند ‌مخاطب ‌بالقوه ‌شما ‌باشند، ‌تهیه ‌كنید. ‌این ‌كار ‌را ‌می‌‌توانید ‌از ‌طریق ‌جمع‌آوری ‌كارت‌های ‌ویزیت ‌دنبال ‌كرده ‌و ‌مدام ‌لیستی ‌را ‌كه ‌از ‌این ‌طریق ‌تهیه ‌كرده‌اید، ‌به ‌روز ‌كنید، ‌چرا ‌كه ‌همواره ‌در ‌چنین ‌مواردی ‌این ‌خطر ‌بالقوه ‌وجود ‌دارد ‌كه ‌لیست ‌شما ‌قدیمی ‌شود. ‌بنابراین ‌همیشه ‌درصدد ‌اصلاح ‌آدرس‌هایی ‌باشید ‌كه ‌برگشت ‌خورده‌اند ‌در ‌استفاده ‌از ‌فهرست ‌پستی ‌به ‌دلیل ‌هزینه‌هایی ‌كه ‌در ‌بردارد، ‌همیشه ‌باید ‌محتاط ‌بود. ‌ضمناً ‌فراموش ‌نكنید ‌كه ‌مشتریان ‌را ‌نباید ‌با ‌اطلاعات ‌فراوان، ‌بمباران ‌كرد.

پیام ‌از ‌طریق ‌ایمیل: ‌استفاده ‌از ‌ایمیل ‌برای ‌تبلیغ ‌یكی ‌از ‌شگفت‌انگیزترین ‌راه‌هایی ‌است ‌كه ‌پیام‌هایتان ‌را ‌به ‌دیگران برسانید. ‌در ‌مواردی ‌كه ‌از ‌ایمیل ‌استفاده ‌می‌‌كنید، ‌در ‌انتهای ‌ایمیل‌هایتان ‌امضا ‌بگذارید. ‌در ‌حال ‌حاضر ‌این ‌امكان ‌در ‌بسته‌های ‌نرم‌افزاری ‌هست ‌كه ‌امضایتان ‌را ‌برای ‌تمام ‌ایمیل‌هایتان ‌پیوست ‌كند.

مجلات: ‌آگهی‌های ‌مجله‌ای ‌می‌‌توانند ‌بسیار ‌گران ‌تمام ‌شوند. ‌دنبال ‌مجلاتی ‌بگردید ‌كه ‌عمدتاً ‌صنعت ‌مورد ‌نظر ‌شما ‌را ‌پوشش ‌می‌‌دهند، ‌چنین ‌مجلاتی ‌در ‌واقع ‌بر ‌روی ‌مشتریان ‌و ‌بازار ‌مورد ‌نیاز ‌شما ‌تمركز ‌دارند. ‌در ‌چنین ‌مواردی ‌هم ‌می‌‌توانید ‌آگهی ‌بدهید ‌و ‌هم ‌بتوانید ‌به ‌جای ‌آگهی ‌از ‌یك ‌مقاله ‌كوتاه ‌استفاده ‌كنید.

خبرنامه: ‌خبرنامه‌ها ‌برای ‌انتقال ‌ماهیت ‌سازمان ‌و ‌خدمات ‌آن ‌ابزارهای ‌بسیار ‌مؤثری ‌هستند. ‌اگر ‌از ‌خبرنامه‌ ‌می‌‌خواهید ‌استفاده ‌كنید ‌ابتدا ‌با ‌یك ‌مشاور ‌در ‌مورد ‌طرح ‌اولیه ‌و ‌لی‌آوت ‌آن ‌مشورت ‌كنید. ‌امروزه ‌این ‌امكان ‌وجود ‌دارد ‌كه ‌با ‌استفاده ‌از ‌نشر ‌رومیزی ‌كارهای ‌جذابی ‌در ‌این ‌زمینه ‌ارایه ‌كنید ‌و ‌كار ‌هم ‌ارزان ‌تمام ‌شود.

روزنامه‌های ‌عمده ‌محلی: ‌تقریباً ‌همه ‌روزنامه‌های ‌عمده ‌محلی ‌را ‌می‌‌خوانند. ‌شما ‌می‌‌توانید ‌از ‌طریق ‌آگهی ‌یا ‌نامه ‌به ‌سردبیر ‌و ‌یا با ‌استفاده ‌از ‌یك ‌روزنامه‌نگار ‌كه ‌برایتان ‌مطلب ‌تبلیغی ‌تهیه ‌كند، ‌فعالیت‌هایتان ‌را ‌در ‌روزنامه ‌منعكس ‌كنید. ‌این ‌نوع ‌از ‌آگهی‌ها ‌گرانقیمت ‌هستند. ‌خود ‌روزنامه‌ها ‌هم ‌می‌‌توانند ‌برای ‌این‌كه ‌چطور ‌و ‌كجا ‌آگهی ‌بدهید، ‌مشاوران ‌خوبی ‌باشند. ‌زمان ‌آگهی ‌دادن ‌هم ‌بسیار ‌مهم ‌است ‌و ‌این ‌امر ‌به ‌عادات ‌خرید ‌مشتریان ‌مربوط ‌می‌‌شود. ‌

روزنامه‌های ‌كاملاً ‌محلی: ‌این ‌نوع ‌روزنامه‌ها ‌قدرت ‌روزنامه‌های ‌عمده ‌را ‌ندارند، ‌اما ‌فراموش ‌نكنید ‌كه ‌به ‌هر ‌حال ‌می‌‌توانند ‌به ‌شما ‌و ‌مشتریان ‌شما ‌نزدیك ‌باشند. گروه‌های ‌بحث آنلاین ‌و ‌اتاق‌های ‌گفت‌وگو: ‌اگر ‌در ‌بحث‌های ‌آنلاین ‌اینترنتی ‌و ‌در ‌اتاق‌های ‌گفت‌وگو ‌(چت‌روم‌ها) ‌حضور ‌یابید، ‌مثل ‌استفاده ‌از ‌ایمیل ‌برای ‌تبلیغ، ‌برای ‌معرفی ‌شركت ‌و ‌فعالیت‌هایتان ‌مفید ‌است.

اما ‌فراموش ‌نكنید ‌كه ‌گروه‌های ‌شركت‌كننده ‌در ‌بحث‌های ‌آنلاین ‌و ‌نیز ‌در ‌اتاق‌های ‌گفت‌وگو، ‌اساساً ‌به ‌شدت ‌در ‌برابر ‌تبلیغات ‌مستقیم ‌واكنش ‌نشان ‌می‌‌دهند ‌و ‌به ‌جز ‌این ‌دارای ‌مقررات ‌ریشه‌داری ‌هم ‌هستند. ‌وقتی ‌به ‌چنین ‌گروه‌هایی ‌برای ‌مباحثه ‌می‌‌پیوندید ‌با ‌مدیر ‌جلسه ‌از ‌قبل ‌تماس ‌بگیرید ‌تا ‌با ‌مقررات ‌بحث ‌آشنا ‌شوید.

پوسترها ‌و ‌تابلوهای ‌اعلانات: پوسترها ‌اگر ‌درجاهایی ‌نصب ‌شوند ‌كه ‌مشتریان ‌شما ‌واقعاً ‌آن‌ها ‌را ‌ببینند ‌بسیار ‌مفید ‌هستند. ‌اما ‌خودتان ‌تا ‌به ‌حال ‌چقدر ‌پوسترها ‌و ‌تابلوهای ‌اعلانات ‌را ‌واقعاً ‌تماشا ‌كرده‌اید.

‌اتفاقاً ‌بهترین ‌جای ‌نصب ‌پوسترها ‌همین ‌تابلوهای ‌اعلانات ‌است. ‌به ‌شرط ‌این‌كه ‌در ‌جای ‌مناسبی ‌باشد ‌و ‌پوسترها ‌هم ‌به ‌سرعت ‌با ‌پوسترهای ‌خوش‌رنگ ‌دیگر ‌عوض ‌شوند ‌و ‌كاملاً ‌هم ‌در ‌معرض ‌دید ‌رهگذران ‌باشند.

فقط ‌یادتان ‌باشد ‌كه ‌بعضی ‌از ‌شهرداری‌ها ‌درباره ‌ابعاد ‌پوسترهایی ‌كه ‌بر ‌روی ‌تابلوهای ‌اعلانات ‌قرار ‌می‌‌گیرد، ‌مقرراتی ‌دارند ‌كه ‌باید ‌آن‌ها ‌را ‌رعایت ‌كنند.

تبلیغات ‌رادیویی: ‌یكی ‌از ‌بزرگ‌ترین ‌مزیت‌های ‌تبلیغات ‌رادیویی ‌این ‌است ‌كه ‌ارزان‌تر ‌از ‌تبلیغات ‌تلویزیونی ‌است ‌و ‌مردم ‌كماكان ‌به ‌رادیو ‌گوش ‌می‌‌كنند ‌به‌خصوص ‌وقتی ‌كه ‌در ‌حال ‌رانندگی ‌هستند. ‌مبنای ‌محاسبه ‌تبلیغات ‌غالباً ‌تعداد ‌دفعات ‌پخش، ‌مدت ‌پخش ‌و ‌زمان ‌پخش ‌است. ‌یكی ‌از ‌مهم‌ترین ‌موارد ‌برای ‌پخش ‌تبلیغ ‌از ‌رادیو ‌این ‌است ‌كه ‌زمان ‌پخش ‌آن ‌با ‌زمان ‌گوش ‌دادن ‌مشتریان ‌به ‌رادیو ‌همزمان ‌باشد.

بازاریابی ‌از ‌راه ‌دور (این ‌روش ‌تازه ‌در ‌حال ‌اوج ‌گرفتن ‌است).

تبلیغات ‌تلویزیونی: ‌خیلی‌ها ‌به ‌دلیل ‌گران ‌بودن ‌تبلیغات ‌تلویزیونی، ‌استفاده ‌از ‌آن ‌را ‌در ‌دستور ‌كار ‌خود ‌قرار ‌نمی‌‌دهند. ‌تبلیغات ‌تلویزیونی ‌از ‌انواع ‌دیگر ‌تبلیغات ‌گران‌تر ‌است. ‌مبنای ‌محاسبه ‌نرخ ‌آگهی ‌در ‌تلویزیون ‌هم ‌همان ‌موارد ‌مطرح ‌در ‌رادیو ‌است.

صفحات ‌وب: ‌تبلیغات ‌در ‌محیط ‌وب ‌اكنون ‌به ‌روش ‌رایجی ‌تبدیل ‌شده ‌است. ‌آگهی ‌و ‌تبلیغ ‌در ‌محیط ‌وب ‌به ‌تجهیزات ‌و ‌تخصص ‌ویژه ‌نیاز ‌دارد ‌كه ‌از ‌جمله ‌آن‌ها ‌می‌‌توان ‌به ‌دسترسی ‌به ‌كامپیوتر، ‌داشتن ‌سرویس ‌اینترنتی، ‌انتخاب ‌نام ‌سایت، ‌ثبت‌نام ‌برای ‌دامنه، ‌طراحی ‌گرافیك ‌و ‌در ‌نظر ‌گرفتن ‌امكان ‌فروش ‌آنلاین ‌اشاره ‌كرد. ‌تبلیغ ‌وب‌سایت ‌و ‌مطرح ‌ساختن ‌آن ‌از ‌طریق ‌موتورهای ‌جست‌وجو ‌و ‌نیز ‌روزآمد ‌نگاه ‌داشتن ‌سایت ‌از ‌جمله ‌مواردی ‌است ‌كه ‌در ‌این ‌عرصه ‌باید ‌به ‌آن ‌توجه ‌داشت.

راهنمای ‌تلفن ‌مشاغل: ‌اگر ‌شغل ‌شما ‌در ‌ردیف ‌مناسب ‌خودش ‌وارد ‌شود، ‌آنگاه ‌می‌‌توان ‌آگهی ‌دادن ‌در ‌راهنمای ‌تلفن ‌مشاغل ‌را ‌مؤثر ‌دانست. ‌نكته ‌مهم ‌دیگر ‌در ‌این ‌زمینه ‌این ‌است ‌كه ‌نام ‌شركت‌ ‌شما ‌هم ‌بالاخره ‌باید ‌به ‌خوبی ‌گویای ‌نوع ‌محصولات ‌و ‌خدمات ‌شما ‌باشد.

فعالیت ‌تبلیغی ‌از ‌طریق ‌رسانه‌ها ‌(خبرنگاران، ‌گزارشگران ‌و ‌غیره):

مقالاتی ‌كه ‌می‌‌نویسید: ‌آیا ‌چیزی ‌در ‌شركت ‌و ‌فعالیت ‌شما ‌هست ‌كه ‌تأثیری ‌قوی ‌داشته ‌باشد. ‌اگر ‌پاسخ ‌مثبت ‌است، ‌نشریات ‌محلی ‌را ‌تجربه ‌كنید ‌و ‌در ‌مقاله‌تان ‌چیزهایی ‌را ‌بیاورید ‌كه ‌حول ‌همان ‌تأثیر ‌قوی ‌باشد ‌و ‌با ‌مخاطب ‌رابطه ‌برقرار ‌كند.

پوشه‌ ‌حاوی ‌اطلاعات ‌شغلی:‌ ‌استفاده ‌از ‌پوشه ‌حاوی ‌اطلاعات ‌شغلی ‌برای ‌در ‌اختیار ‌رسانه‌ها ‌قرار ‌دادن ‌یك ‌روش ‌مفید ‌تبلیغاتی ‌است. ‌این ‌پوشه‌ها ‌غالباً ‌حاوی ‌اطلاعات ‌و ‌تصاویر ‌مربوط ‌به ‌یك ‌شغل ‌است ‌كه ‌محصولات ‌و ‌خدمات ‌شركت ‌را ‌معرفی ‌می‌‌كند ‌و ‌با ‌اظهارنظرهای ‌مشتریان‌ ‌راضی ‌از ‌محصولات ‌یا ‌خدمات ‌همراه ‌است.

بیانیه‌های ‌خبری: ‌بیانیه‌های ‌خبری ‌راجع ‌به ‌یك ‌رویداد ‌به ‌رسانه‌ها ‌نوعی ‌هشدار ‌می‌‌دهند ‌تا ‌نظر ‌آنان ‌برای ‌پوشش ‌خبری ‌رویداد ‌مربوطه ‌جلب ‌شود. ‌عناصر ‌خبری ‌نظیر ‌كه، ‌چه، ‌كجا، ‌چرا ‌و ‌چه ‌وقت ‌غالباً ‌در ‌این ‌بیانیه‌ها ‌وجود ‌دارد ‌و ‌بعضی ‌وقت‌ها ‌هم ‌به ‌همراه ‌عكس ‌به ‌روزنامه‌ها ‌فرستاده ‌می‌‌شوند ‌تا ‌كار ‌پوشش ‌خبری ‌آسان‌تر ‌صورت ‌گیرد.

سایر ‌فعالیت‌های ‌تبلیغی

گزارش‌های ‌سالیانه: ‌گزارش‌های ‌سالیانه ‌بیشتر ‌برای ‌سهامداران ‌منتشر ‌و ‌توزیع ‌می‌‌شوند ‌و ‌غالباً ‌با ‌مرور ‌فعالیت‌های ‌سالیانه، ‌چالش‌ها ‌و ‌موقعیت‌ ‌مالی ‌شركت ‌همراه ‌هستند.

همكاری ‌یا ‌بازسازی ‌استراتژیك:‌ ‌اگر ‌شركت ‌شما ‌درگیر ‌همكاری ‌با ‌شركتی ‌دیگر ‌است ‌و ‌یا ‌در ‌حال ‌بازسازی ‌استراتژیك ‌خود ‌می‌‌باشد، ‌حتماً ‌آن را ‌صریحاً ‌ اعلام ‌و ‌تبلیغ ‌كنید.

شبكه‌سازی: ‌اگر ‌با ‌هم‌نسل‌ها، ‌سازمان‌های ‌حرفه ‌و ‌كسانی ‌نظیر ‌آموزش‌‌گرها، ‌مشاوران، ‌عرضه‌كنندگان ‌و ‌كسانی ‌در ‌خارج ‌از ‌شركت ‌خود ‌در ‌ارتباط ‌هستید، ‌آن ‌را ‌اعلام ‌و ‌تبلیغ ‌كنید.

استثنایی‌ها: ‌دیده‌اید ‌خیلی‌ها ‌بر ‌روی ‌قلم‌ها ‌و ‌تی‌شرت‌ها ‌و ‌فنجان‌های ‌قهوه ‌و ‌غیره ‌تبلیغات ‌می‌‌كنند. ‌این ‌تبلیغات ‌هنگامی ‌مؤثر ‌واقع ‌می‌‌شود ‌كه ‌مشتری‌های ‌استثنایی ‌و ‌ویژه‌ای ‌داشته ‌باشند ‌البته ‌هزینه ‌تولید ‌و ‌ارسال ‌برای ‌این ‌مشتریان ‌استثنایی ‌هم، ‌هزینه‌ای ‌قابل ‌اعتنا ‌خواهد ‌بود.

معرفی: ‌شما ‌احتمالاً ‌در ‌رشته‌ای ‌تخصص ‌دارید. ‌راه‌هایی ‌پیدا ‌كنید ‌كه ‌بتوانید ‌در ‌سمینارها ‌ولو ‌به ‌صورتی ‌مختصر ‌فعالیت‌ ‌و ‌تخصص‌تان ‌را ‌ارایه ‌كنید. ‌معرفی ‌در ‌عرصه‌هایی ‌چون ‌نمایشگاه‌‌های ‌تجاری، ‌سمینارها، ‌نشست‌های ‌اتاق ‌بازرگانی ‌و ‌گردهمایی ‌مناسب ‌است. ‌حتی ‌اگر ‌پانصد ‌بروشور ‌توزیع ‌كرده ‌باشید ‌و ‌فقط ‌پنج ‌نفر ‌با ‌شما ‌ارتباط ‌بگیرند، ‌كارتان ‌موفق ‌بوده ‌است، ‌هر ‌چند ‌ممكن ‌است ‌خودتان ‌را ‌به ‌30 ‌نفر ‌معرفی ‌كیند ‌و ‌از ‌پانزده ‌نفر ‌آن‌ها ‌جواب ‌بگیرید.

ارتباط ‌با ‌طرف‌های ‌اصلی: ‌سعی ‌كنید ‌از ‌هر ‌بخشی ‌كه ‌با ‌آن‌ها ‌سروكار ‌دارید، ‌دست ‌كم ‌با ‌یك ‌نفر ‌در ‌تماس ‌باشید ‌و ‌او ‌را ‌فقط ‌سالی ‌یك ‌بار ‌به ‌ناهار ‌دعوت ‌كنید. ‌ارتباطات ‌غیررسمی ‌گاهی ‌بسیار ‌پرقدرت ‌عمل ‌می‌‌كند.

رویدادهای ‌ویژه

اعلام ‌یك ‌برنامه ‌مهم، ‌اعطای ‌یك ‌جایزه ‌ویژه‌ ‌و ‌مواردی ‌از ‌این ‌دست ‌هم ‌جزو ‌روش‌های ‌تبلیغی ‌خوب ‌به ‌شمار ‌می‌‌آیند.

پیشنهادات ‌ویژه

ارایه ‌كوپن ‌برای ‌خرید، ‌دادن ‌تخفیف‌های ‌ویژه ‌و ‌فروش‌های ‌استثنایی ‌هم ‌از ‌جمله ‌روش‌هایی ‌است ‌كه ‌در ‌تبلیغات ‌رایج ‌است.

نویسنده: دکتر یونس شکرخواه

منبع: ایران پرینت

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 16 مهر 1388    | توسط: صادق شیخی    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

میلیاردر های جهان

 
 
میلیادر شدن برای خیلی از افراد دارای اهمیت است. این مسئله البته از جهتی میتواند درست باشد. به این معنی که این ثروت از راه درست به دست آمده و در راه درست نیز بکار گرفته شود. برخی سالیان درازی را صرف بدست آوردن ثروت می کنند ولی زمانیکه میلیادر می شوند زندگی شان رو به پایان است. اما در عین حال افرادی وجود دارند که در سنین جوانی به عنوان میلیاردر شناخته میشوند . داستان به ثروت رسیدن این اشخاص در نوع خود جالب و شگفت انگیز است.

میلیاردر های جوان

در ادامه چند نفر از این میلیاردر های جوان را معرفی می کنیم


 

نفر اول فهرست

نفر اول فهرست میلیادرهای جهان را کمتر کسی است که نشنیده باشد. او لری پیج موسس موتور جستجو گر گوگل است و با درآمد خالص ۱۸/۶ میلیارد دلار در رده اول فهرست میلیاردهای جوان و نفر پنجم ثروتمندان جهان قرار میگیرد.

تحصیل در دانشگاه استنفورد و فارغ التحصیلی در رشته مهندسی رایانه به انجام فعالیت های درآمد زا خیلی کمک کرده است. در سال ۱۹۹۸ که گوگل گسترش یافت تصور نمی شد ثروت عظیمی را بدنبال داشته باشد. اما گفت و گوهای دو جانبه لری با دوست روسی اش سرگئی برین موجب پیشرفت گوگل شد. در سال ۲۰۰۴ بیشتری در آمد گوگل از طریق جذب تبلیغات بود. ضمن آنکه این فرد باهوش و یا بعبارتی زرنگ از درآمد گوگل در فعالیت های تجاری نیز سرمایه گذاری میکند.

لری پیج - موسس گوگل


 

۲۳ ساله ای با ۱/۵ میلیارد دلار درآمد

اکثر کسانی که با رایانه کار میکنند با سایت فیس بوک اشنا هستند. خوب است بدانید که موسس این سایت یک پسر جوان بنام “مارک البوت زوکربرگ” است. طبق اعلام مجله فوریس این فرد جوانترین میلیاردر در سال ۲۰۰۸ میلیادی است. او در یک خانواده معمولی متولد شده و پدرش نیز دندانپزشک بود. مارک همواره تلاش میکرد برنامه های مناسبی برای رایانه نوشته و طراحی کند. وی برای ادامه تحصیل به دانشگاه هاروارد رفت . او در خوابگاه فرصت زیادی برای فکر کردن داشت و تصمیم گرفت به قصد رسیدن به شهرت و بعد هم ثروت یک سایت عمومی طراحی کند. این ایده درون همان خوابگاه عملی و سایت فیس بوک متولد شد. زوکربرگ به همراه هم اتاقی هایش به نامهای ” داستین موسکویش” و”اندرو مک کالوم” سایت را بتکامل رساندند. به گفته کارشناسان، در آمد سالانه زوکربرگ حدود ۱/۵ میلیارد دلار برآورد می گردد. او در ابتدا یک سایت برای دانشگاه هاروارد به نام”فیس مش” طراحی کرد که دانشجویان دانشگاه می توانستند در این سایت حاضر شده و با یکدیگر گفت و گو داشته باشند و این ایده بعدا سراسری شد.

فیس بوک


 

۱/۵ میلیارد دلار درآمد از خورشید

(( ژیائو فینگ پنگ)) یک میلیارد ر جوان است که ثروتش بالغ بر ۱/۵ میلیارد برآورد می شود . نردبان موفقیت او در مسیر رسیدن به ثروت، انرژی خورشیدی است . اقای پنگ ۳۴ ساله ، همواره در صدد انجام کاری برای رسیدن به ثروت بود. او پس از مدتها فکر ، به این نتیجه رسید که باید در زمینه ای بی پایان و تمام نشدنی سرمیه گذاری کرد.به نظر او کار در حوزه انرژی تجدید شونده مانند انرژی خورشیدی بهترین روش دستیابی به ثروت بود . او در سال ۲۰۰۵ میلادی یک شرکت در زمینه تولید صفحات خورشیدی که انرژی آفتاب در آن ذخیره می شد را تاسیس کرد . تولید انبوه و ارزان آن ، همچنین رغبت کشورها به استفاده از انرژی بی پایان ، موجب شد که کار آقای پنگ سرعت بگیرد . موفقیت او هنگامی تضمین شد که در سال ۲۰۰۷ شرکت او در سطح بین الملل پذیرفته شد . فینگ در حال حاضر یک شرکت بزرگ دارد که نزدیک به ۱۲ هزار نفر از مردم چین در آن مشغول بکار هستند . با این حال و بیش از گذشته اقای پنگ در حال گسترش شرکتش است . در سال جدید نیز یک قرارداد ۲۲۰ میلیون دلاری برای تولید صفحات خورشیدی بسته است.

فینگ پنگ


 

تجارت نفت در رایانه

جان ارنولد مثل دیگر جوانها نبود بلکه تلاش می کرد همواه از سنش جلوتر باشد او اینک در فهرست میلیاردرهای جوانی که با ابتکار شخصی به ثروت رسیده اند قرار دارد. ثروت او را بالغ بر ۲/۵ میلیارد دلار تخمین می زنند.پدر جان یک مشاور حقوقی و مادرش یک حسابدار بود . او از دانشگاه” واندر بیلت” فارغ التحصیل شده و سپس به استخدام شرکت تجاری ” انرون” در آمد و زمانیکه ۲۷ ساله بود همکاریش را با این شرکت آغاز کرد. کار او فروش نفت از طریق اینترنت بود. با ابتکاراتی که جان بکار گرفت توانست در سال ۲۰۰۱ فروش شرکت را به ۷۵۰ میلیون دلار برساند. این امر باعث شد بعنوان بازرگان بین المللی شناخته شود و شرکت هم به او ۸ میلیون دلار پاداش داد.یک سال بعد جان از این شرکت بیرون آمده و به هوستون تگزاس رفت و شرکت خودش را بنیان گذاشت. او هشت میلیون پاداش را دستمایه تاسیس شرکت جدید کرد و به سرعت به جرگه میلیاردرهای جوان پیوست.

جان آرنولد


 

کسب ثروت از زمین

سمیر گیلاوت ۳۴ ساله با درآمدی که دارد در رده چهل و پنجمین ثروتمند هند قرار می گیرد. او دارای ۱/۲ میلیارددلار ثروت است. سمیر در سال ۲۰۰۰ شرکت” ایندیا بولز ” را افتتاح کرد . این شرکت که در زمینه فروش املاک فعال بود در ابتدا برای کارهایش فقط حق دلالی در یافت میکرد. اما شرکت بسرعت پیشرفت کرده و تبدیل به یک موسسه مالی معتبر شد. این شرکت به بهترین نحو سرمایه های سرازیر شده را به سمت خرید زمین های مرغوب و با درآمد بالا، هدایت می نمود. سمیر در رشته مهندسی مکانیک با رتبه بالا در سال ۱۹۹۵ از دانشگاه دهلی فارغ التحصیل شد، سپس به آمریکا رفت و برای شرکت هالیبرتون کار کرد. با کسب تجربه به هند برگشت و شرکت خودش را راه اندازی کرد. زمانیکه شرکتش را بنیان می گذاشت ۲۶ ساله بود.

سمیر گیلاوت


 

زن میلیاردر جوان

در میان فهرست جوانان میلیاردر نام تنها یک زن مشاهده می شود. “چونام ” ۳۷ ساله و اهل هنگ کنگ است. این خانم مالک ” چون لام یوا” است، که در زمینه تولید چاشنی غذا و انواع عطرها فعالیت میکند. این شرکت در ده سال قبل پایه گذاری شد و بسرعت راه ترقی را طی کرد. خانم چونام با آقای” یانگ هیوان” در سال جاری شریک شده و به این ترتیب فعالیت در زمینه املاک و صرافی نیز به حوزه های کاری شرکت افزوده شده است. در آمد این دو نفر در سال جاری بالغ بر نه میلیارد دلار بوده است

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 15 مهر 1388    | توسط: صادق شیخی    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

دیزل ژنراتور ریان پیشرو تنها با یک تفاوت........

 

 

 

 

 

WWW.RIEANPISHROCO.COM

 

 

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 14 مهر 1388    | توسط: صادق شیخی    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

دیزل ژنراتور ریان پیشرو تنها با یک تفاوت

WWW.RIEANPISHROCO.COM

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 14 مهر 1388    | توسط: صادق شیخی    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

شكلات توانایی محاسبه ذهنی را افزایش می‌دهد

مطالعات جدید نشان می دهد خوردن شكلات می تواند توانایی مغز را در انجام مسائل ریاضی افزایش دهد. به گفته دانشمندان محاسبات ذهنی در داوطلبانی كه در آزمایش شركت كردند پس از مصرف میزان زیادی از ماده فلایانولز كه در شكلات به وفور وجود دارد افزایش یافته است. نتیجه آزمایشها نشان می دهد كه داوطلبان پس از مصرف این ماده كمتر احساس خستگی فیزیكی و ذهنی كرده و دقت ذهنی آنها افزایش پیدا می كند. این مطالعات در كنفرانس سالانه انجمن روانشناسی انگلستان ارائه شده است.

محققان دانشگاه نورث آمبریا پس از ارائه نتایج آزمایشهای خود اعلام كردند كه شكلات می تواند در انجام وظایف پیچیده و طاقت فرسای ذهنی موثر واقع شود. یافته ها نشان می دهد دانش آموزانی كه قبل از امتحات شكلات مصرف كرده باشند می توانند نتیجه بهتری از امتحان خود به دست آورند. ماده فلاوانولز قسمتی از ماده شیمیایی پلی فنولز است كه مصرف آن باعث افزایش جریان خون در مغز انسان می شود. به منظور نمایش توانایی این ماده دانشمندان از 30 داوطلب در گروههای 3 تایی درخواست كردند كه اعداد مبدا احتمالی كه توسط رایانه انتخاب می شد را به صورت معكوس شمارش كنند.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

نتایج نشان می دهد كه داوطلبان پس از نوشیدن شكلات داغ كه حاوی مقادیر زیادی از ماده فلاوانولز بود نسبت به زمان قبل از مصرف این ماده، شمارش معكوس را با دقت بیشتر و سرعت بالاتری انجام دادند. در عین حال داوطلبانی كه شكلات را نوشیده بودند حتی پس از ساعتها شمارش احساس خستگی نكرده و به فعالیت خود ادامه دادند.

بر اساس گزارش تلگراف، میزان فلاوانولز مصرفی در این آزمایشها برای هر فرد 500 میلی گرم بوده است كه این میزان بسیار بیشتر از مقداری است كه به صورت طبیعی در مواد خوراكی یافت می شود. با این حال محققان اعلام كردند كه میزان زیادی از این ماده علاوه در شكلات در میوه ها و سبزیجات نیز یافت می شود. همچنین شكلات تلخ نسبت به دیگر فراورده های شكلاتی میزان بیشتر از فلاوانولز را در خود گنجانده است.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 14 مهر 1388    | توسط: صادق شیخی    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^